تفسير : از خدا ( ج ) بترسيد ؛ اين عمل شرم آور را ترك كنيد ؛ مهمان بيگانه را ميازاريد ؛ آخر من در بين شما عمر به سر مى برم ؛ آبروى مرا نگه داريد ؛ در نگاه مهمانان چه قدر حقير مى شوم ، چون بدانند در سرتاسر اين قريه يكى هم نيست كه از من احترام كند ، و گفتار مرا بپذيرد !
قالُوا أَ وَ لَمْ نَنْهَكَ عَنِ الْعالَمِينَ
( 70 )
گفتند : آيا منع نكرده بوديم ترا از ( ميزبانى غريبان ) حمايت عالم ؟ !
تفسير : ترا ما بى آبرو نمى كنيم ؛ تو خود بى آبرو مى شوى ؛ ما ترا گفتيم : بيگانگان را پناه مده ، و مهمان خود نگردان ؛ ما اختيار داريم كه با مردم نووارد هرچه خواهيم كنيم ! پس به تو چه ضرورتى پيش آمد كه چنين پسران نورس را خواه مخواه « 1 » نزد خود جادهى ، و خويشتن را رسوا كنى ؟ ! از اين برمى آيد آنها رهگذران اجنبى را همواره تختهء مشق كردار زشت خويش قرار مى دادند ، و حضرت لوط ( ع ) قرار مقدور خود « 2 » به حمايت مسافران بينوا مى پرداخت ، و آن اشقيا را از كردار زشتشان بازمى داشت .
قالَ هؤُلاءِ بَناتِي إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ
( 71 )
گفت : اينها دختران من اند ، اگر هستيد كنندهءكارى .
تفسير : بى شك شما مرا از حمايت اجانب منع كرديد ؛ ليكن از شما مى پرسم كه غرض اين ممانعت چيست ؟ آيا اين نيست كه من در راه شهوترانى شما كه مخالف فطرت است حايل مى شوم ؟ خود شما غور نمائيد ؛ آيا براى قضاى شهوت ، مواقع « 3 » حلال نزد شما موجود نيست كه به اين عمل حرام بيهوده مرتكب مىشويد ؟ اين است زنان شما ( كه به منزلهء دختران من اند ) در خانه هاى شما موجودند ؛ اگر شما بر گفتهء من عمل كنيد ، طريقهء مشروع و معقول قضاى شهوت را تعقيب كنيد ، كافى است ؛ چه ظلمى است كه چيز حلال و پاكيزه را ترك داده ، در نجاست حرام آلوده مىشويد ؟ !
لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ
( 72 )
قسم بر زندگانى تو ، كه اين كافران در گمراهى خويش سرگردان مى باشند .
هامش
( 1 ) . خواه ناخواه
( 2 ) . به اندازهء توان خود
( 3 ) . فرصت هاى ، امكان هاى