تا هنگامى كه خدا خواهد آنجا باشند ؛ مشركان طعنه زنند ، و گويند : ايمان و توحيد به شما چه نفع رسانيد ؟
شما نيز مانند ما تا امروز در دوزخيد ! خداوند ( ج ) موّحد را در دوزخ باقى نمى گذارد . حضرت پيامبر چون اين مضمون را بگفت ، اين آيت را خواند :
« رُبَما يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ كانُوا مُسْلِمِينَ » .
گويا ، اينجا آخرين موقعى است كه كفّار اسلام را تمنّا كنند .
ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ
( 3 )
بگذار ايشان را تا بخورند ، و بهره مند شوند ، و مشغول كند ايشان را اميد ؛ پس ( زود ) آنها بدانند .
تفسير : چون نصيحت بر آنها كارگر نيست ؛ تو در غم آنها مباش . بگذار چند روز مانند بهايم ، بخورند و بنوشند ، به فراغ بال از لذايذ دنيا بهره بردارند ، و براى مستقبل خود آرزوهاى دور و دراز بپرورند ؛ زود است هنگامى كه فرارسد كه حقيقت حال منكشف گردد ؛ عشرت گذشته و توقّعات مستقبلشان برهم خورد ، حقيقتى كه درين جهان به دست مجاهدين بر آنها ظاهر شده ، در آن جهان تكميل گردد « 1 » .
وَ ما أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا وَ لَها كِتابٌ مَعْلُومٌ
( 4 )
و هلاك نكرديم ما هيچ قريه را مگر كه آن را وقت نوشته مقرّر بود .
تفسير : قريه جات و اقوامى كه سابق هلاك شدند ، وقت هلاك هريك در علم الهى ( ج ) مقرّر بود ، نسيان و غفلت در آن راه نداشت ، و وعدهء خدائى نقض نمى شد . چون ميعاد قومى تكميل شد « 2 » و هنگام تعذيب و جزا رسيد در يك لمحه « 3 » بر باد شدند . كافران موجوده نيز به امهال و تأخير عذاب مغرور نشوند ؛ چون موعد فرارسد ، از عذاب خدا ( ج ) خلاص شده نتوانند « 4 » . در اين تأخير ، چندين حكمت مندرج است ؛ مثلا ، ايمان آوردن بعضى از آنها يا ايمان آوردن اولاد بعضى مقدّر است ؛ اگر به زودى عذاب نازل شود ، وقوع
هامش
( 1 ) . تحقّق يابد .
( 2 ) . تحقق يافت ، به انجام رسيد
( 3 ) . يك لحظه
( 4 ) . نتوانند خلاص بشوند .