تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
وَ تَغْشى وُجُوهَهُمُ النَّارُ
( 50 ) و بپوشد روى ايشان را آتش . تفسير : چون « روى » محل حواس ، مشاعر ، و اشرف اعضاى ظاهرى انسان است ، بالتخصيص ذكر شد ؛ چنان كه جاى ديگر در
« تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ »
( الهمزة ، ركوع 1 ) « دل » ذكر گرديده .
لِيَجْزِيَ اللَّهُ كُلَّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسابِ
( 51 ) تا جزا دهد خدا هركسى را آنچه كرده است ؛ ( هر آئينه ) خدا زود حساب كننده است . تفسير : وقوع اين امر يقينى است ؛ آن را دور مپنداريد ؛ كما قال اللّه تعالى :
« اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ »
( الانبياء ، ركوع 1 ) ؛ يا ، مقصد اين است كه هنگام اخذ حساب هيچ درنگ نمى شود ؛ كردار پيشينان و پسينان « 1 » جن و انس ، ذرّه ذرّه و بسرعت تمام ، حساب مىشود ؛ چيزى بر خدا پوشيده نيست ، و او را شأنى از شأن ديگر مشغول كرده نمى تواند « 2 » :
« ما خَلْقُكُمْ وَ لا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ واحِدَةٍ »
( لقمان ، ركوع 3 ) .
هذا بَلاغٌ لِلنَّاسِ وَ لِيُنْذَرُوا بِهِ وَ لِيَعْلَمُوا أَنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ وَ لِيَذَّكَّرَ أُولُوا
اين قرآن خبر رسانيدن است مردمان را ؛ و تا بيم كرده شوند به آن ؛ و تا بدانند كه جز اين نيست كه وى خداى يگانه است ؛ و تا ( پندپذير شوند ) غور كنند خداوندان
هامش
( 1 ) . پشينيان و پسينيان ( 2 ) . نمى تواند مشغول بگرداند :