* أَ فَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمى إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ
( 19 )
آيا كسى كه مىداند كه آنچه فروفرستاده شد بسوى تو از جانب پروردگار تو راست است ؛ مانند كسى باشد كه وى نابيناست ؟ ! خاص مىداند آن را خداوندان خرد ( پندپذير مى شوند ) .
تفسير : بعد از آنكه انجام مؤمن و كافر جداجدا تذكار گرديد ؛ تنبيه مىشود كه اين امر بكلّى موافق عقل و حكمت است ؛ هيچ صاحب بصيرتى چنين حكم نمى كند كه كورى كه چيزى را ديده نمى تواند « 1 » ، و در تاريكى شديد بدون رهنمائى عقل و هوش دست و پا مى زند ؛ برابر است با كسى كه چشم دل او روشن است ، و با بصيرت كامل از فروغ حق استفاده مى نمايد !
الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ لا يَنْقُضُونَ الْمِيثاقَ
( 20 )
آنان كه تمام مى كنند عهد خدا را ، و نمى شكنند آن عهد را .
تفسير : عهدى كه در ازل با خدا بسته شده ( عهد الست ) و خود فطرت انسانى گواه آن است ، و عهدهائى كه به واسطهء انبياء گرفته شده ، همه را بجا مى آورند ؛ و عهدهايى را كه خودشان با خدا ( ج ) مى بندند ، و يا ميان خود استوار مى كنند ، نمى شكنند ( بشرطيكه معصيت نباشد ) .
وَ الَّذِينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ
و آنان كه مى پيوندند آنچه فرموده است خدا به وصل آن ؛
تفسير : صلهءرحم دارند ؛ يا ايمان را با عمل ، يا حقوق عباد را با حقوق اللّه مى پيوندند ؛ يا اخوّت اسلامى را استوار مى دارند ؛ يا بين انبياء - عليهم السلام - از حيث قبول فرق نمى گذارند .
هامش
( 1 ) . نمى تواند ببيند ،