تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
قالُوا تَاللَّهِ تَفْتَؤُا تَذْكُرُ يُوسُفَ حَتَّى تَكُونَ حَرَضاً أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهالِكِينَ ( 85 ) قالَ إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ
( 86 ) گفتند : سوگند به خدا ؛ هميشه ياد مى كنى يوسف را ، تا آنگاه كه شوى گداخته ( بيمار ) يا شوى از مردگان ! ! گفت : جز اين نيست كه بيان مى كنم غم سخت و اندوه خود را به جناب خدا ؛ و من مى دانم از جانب خدا آنچه شما نمى دانيد ! تفسير : در موضح الفرقان است : يعنى ، شما چگونه به من صبر مى آموزيد ؟ ! ناصبور است كسى كه از دردى كه خدا به وى ارزانى كرده ، نزد مخلوق وى شكايت كند ! من به حضرتى اظهار درد مى كنم كه او درد داده ؛ و مى دانم يوسف ( ع ) زنده است ؛ و روزى ، خدا ( ج ) او را به من مى رساند ، و خواب وى انجام مى يابد ! اين است ميدان آزمون من تا ببينم كجا به پايان مى كشد « 1 » .
يا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ أَخِيهِ وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ
اى پسران من ، برويد ( پس ) تفحّص كنيد از يوسف و برادرش ؛ و نوميد مشويد از فيض خدا ؛ هر آئينه نوميد نمى شود از فيض
هامش
( 1 ) . به پايان مى رسد .