تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
وَ ما شَهِدْنا إِلَّا بِما عَلِمْنا وَ ما كُنَّا لِلْغَيْبِ حافِظِينَ
( 81 ) و گواهى نمى دهيم ما مگر به آنچه مى دانيم ؛ و نيستيم ما مر باطن حال را نگاهدارندگان . تفسير : مرا بگذاريد ، و همگان به حضور پدر رفته ، گوئيد : امرى كه هيچ توقّع نداشتيم ، حادث شد ! حضرت شاه مى نگارد : با تو پيمان بستيم ؛ چه مى دانستيم بنيامين دزدى مىكند ، و گرفتار مىشود ! يا برحسب دين خود اظهار كرديم كه سزاى دزد زندان است ؛ ولى نمى دانستيم كه برادر ما دزد است .
وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ الَّتِي كُنَّا فِيها وَ الْعِيرَ الَّتِي أَقْبَلْنا فِيها وَ إِنَّا لَصادِقُونَ
( 82 ) و بپرس از دهى كه بوديم در آن ؛ و از كاروانى كه آمديم در آن ؛ و ( هر آئينه ) ما راستگويانيم ! تفسير : معتمدى را بفرست ! تا از اهالى قريه اى كه اين واقعه در آنجا حادث شده بود ، تحقيق كند ؛ يا از كاروانيان بپرسد كه آنها با ما بودند ، و يك جا برگشتند ؛ به تو ثابت خواهد شد كه ما راستگويانيم .
قالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ
گفت ( يعقوب ) : بلكه ساخته براى شما نفوس شما كارى را ؛ پس ( حال من ) صبر