تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
مى دانم ! يوسف ( ع ) به درخواست خود ادارهء مالى را برعهدهء خويش گرفت ، تا به اين وسيله عامّهء مردم را مستفيد كرده تواند « 1 » ، و مخصوصا در قحط خوفناك آينده به حسن انتظام از احوال مردم باخبر باشد ، و حالت « 2 » مالى حكومت را استوار نگهدارد . از اين برمى آيد ، حضرات پيغمبران را عقل معاش نيز كامل بود ، و اشتغال خويش را در امور مالى به غرض همدردى به « 3 » مخلوق خدا ( ج ) منافى شأن نبوّت و مقام بزرگ خويش نمى دانستند . اگر نيّت كسى نيك باشد ، و خود را اهل مأموريّتى شمارد ، و پندارد ديگران از عهدهء آن براستى برآمده نمى توانند « 4 » ؛ براى انتفاع و خير مسلمانان مىتواند آن كار را درخواست نمايد . اگر برحسب ضرورت ، به ذكر اوصاف جميل و خصال برگزيدهء خود مجبور گردد ، در « 5 » خودستائى نامشروع محسوب نمى شود . از يك حديث كه عبد الرحمن بن سمره ( رض ) روايت مىكند ، معلوم مىشود : ( هركه خود امارت طلبد ، مسئوليّت آن به دوش خودش تحميل شود ؛ اعانت غيبى مددكار او نمى شود ! اين امر ، هنگامى است كه درخواست مأموريّت مبنى بر اغراض نفسى و حب جاه باشد ؛ و اللّه اعلم .
وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ يَتَبَوَّأُ مِنْها حَيْثُ يَشاءُ
و همچنين منزلت داديم يوسف را در زمين ؛ قرار مى گرفت از آن ، هرجا كه مى خواست ؛ تفسير : هرجا مى خواست اقامت ، و هرچه مى خواست تصرّف مى كرد ؛ گويا ، ريّان بن وليد را پادشاهى به نام ، و يوسف ( ع ) را از روى حقيقت بوده ، مردم او را « عزيز » گفته فرياد مى كردند « 6 » ، بعضى از دانشمندان نگاشته اند : ريّان به دست يوسف ( ع ) مسلمان شده بود . عزيز از جهان رخت بسته بود ؛ زليخا به عقد يوسف ( ع ) درآمد ؛ و اللّه اعلم . محدّثين بر اين قول اعتماد نكرده اند .
هامش
( 1 ) . بتواند مستفيد بكند ، ( 2 ) . وضعيّت ، اوضاع ( 3 ) . همدردى با ( 4 ) . نمى توانند به راستى ( و درستى ) از عهدهء آن برآيند ؛ ( 5 ) . در زمرهء ، در عداد ( 6 ) . صدا مى كردند . صدا مى زدند . خطاب مى كردند .