تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
شود . باقى ماند ، مسئلهء عصاة موحّدين ، يعنى مسلمانانى كه بنابر گناه به دوزخ افكنده مى شوند ؛ العياذ باللّه راجع به آن ، احاديث صحيحه ما را به مشيّت الهى ( ج ) اطّلاع بخشوده است « 1 » كه روزى مى آيد كه خداوند آنها را از دوزخ برآورده در بهشت برين مى رساند ، و هرگز بهشتيان از بهشت خارج نمى شوند ؛ شايد از اين جهت است كه خداوند دربارهء بهشتيان
« عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ »
و دربارهء اشقيا
« إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ »
فرموده است ؛ تا معلوم گردد كه بعضى اشقيا از دوزخ برآورده « 2 » مى شوند ، و سعدا هيچگاه از جنّت برآورده نمى شوند . تنبيه : از
« إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ »
تنبيه مىشود كه دوام خدا ( ج ) و دوام مخلوق فرق دارد ، و دوام مخلوقات درهرحال بر مشيت الهى ( ج ) موقوف است ؛ هروقت بخواهد فنا كرده مىتواند . همچنين ، توضيح شد كه جزا و سزا تابع اختيار و مشيّت خداست ، و بر وفق عقايد آريّهء « 3 » سماّج نمى باشد ، كه خدا را بر آن مجبور مى دانند .
فَلا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِمَّا يَعْبُدُ هؤُلاءِ ما يَعْبُدُونَ إِلَّا كَما يَعْبُدُ آباؤُهُمْ مِنْ قَبْلُ وَ إِنَّا لَمُوَفُّوهُمْ نَصِيبَهُمْ غَيْرَ مَنْقُوصٍ
( 109 ) پس مباش در شبهه از آنچه مى پرستند اين گروه ؛ نمى پرستند مگر چنان كه مى پرستيدند پدران ايشان پيش از اين ؛ و هر آئينه ما تمام رساننده ايم به ايشان حصّهء ايشان را بلانقصان . تفسير : شرك آوردن و بت پرستى چندين مردم و به سزا نرسيدن آنها چيزى نيست كه انسان را بفريبد و در شبهه بيفكند . اينها آباء و اجداد خود را على العمياء تقليد مى كنند ؛ معبودان باطل پدرانشان را
هامش
( 1 ) . اطّلاع بخسيده است ، مطّلع گردانيده است ( 2 ) . بيرون آورده ( 3 ) . آريائيان