شَقِيٌّ وَ سَعِيدٌ
( 105 )
بدبخت باشند ، و بعضى نيكبخت .
تفسير : كس نتواند بدون حكم الهى ( ج ) سخنى بر زبان آرد ؛ اگرچه نافع و معقول باشد .
بعضى از مواقف رستاخيز چنانست كه يك حرف نيز بدون اذن و اجازت الهى ( ج ) از زبان كس خارجشده نمى تواند « 1 » .
فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيها زَفِيرٌ وَ شَهِيقٌ
( 106 )
خالِدِينَ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ ( 107 ) وَ أَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ خالِدِينَ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ إِلَّا ما شاءَ
امّا آنان كه بدبخت شدند ؛ پس در آتش ، باشد ايشان را در آن فرياد سخت و نالهءزار .
جاويدان باشند در آن آتش ، تا برجاست آسمانها و زمين ، مگر آنچه خواهد پروردگار تو ؛ هر آئينه پروردگار تو كننده است مر چيزى را كه خواهد .
و امّا آنان كه نيكبخت شدند ؛ پس در بهشت ، باشند جاويدان در آنجا ، تا مدّت بقاى آسمانها و زمين ؛ مگر آنچه خواهد
هامش
( 1 ) . نمى تواند خارج بشود .