تفسير : خدا ( ج ) بى گناهى را مؤاخذه نمى كند ، تا بر حضرت او گمان ستم رود ؛ چون آنها خود در ارتكاب جرايم از حدّ تجاوز كردند ، و بكلّى خويشتن را مستحق سزا گردانيدند ؛ عذاب خدا ( ج ) فرود آمد . نگاه كنيد ، معبودانى كه بر آنها اعتماد قوى داشتند ، و از آنها توقّعات بزرگ مى نمودند ، هنگام مصيبت هيچ به كارشان نيامدند .
وَ ما زادُوهُمْ غَيْرَ تَتْبِيبٍ
( 101 )
و نيفزودند ايشان را بجز هلاكى ؛
تفسير : از معبود باطل چه كار ساخته مى شد ؟ ! برعكس ، مايهء هلاك گرديدند . چون آنها را مالك سود و زيان دانسته بر آنها اميد بستند ؛ نذر و نياز نمودند ؛ تعظيم و احترام كردند ؛ به اين روز بد دچار شدند . در اثر تكذيب پيغمبر ، اين عذاب فرود آمد ؛ و عذاب شرك و بت پرستى به آن افزود « 1 » .
وَ كَذلِكَ أَخْذُ رَبِّكَ إِذا أَخَذَ الْقُرى وَ هِيَ ظالِمَةٌ إِنَّ أَخْذَهُ أَلِيمٌ شَدِيدٌ
( 102 )
و چنين است گرفتار كردن پروردگار ، تو چون گرفت ده ها را ، و آنها ستمگار بودند ؛ هر آئينه گرفتن خدا دردناك ، سخت است .
تفسير : به ستمكاران بسيار مهلت داده مىشود ؛ اگر به هيچ صورت باز نيامدند ، گرفتار و مؤاخذه مى شوند . گنهگارى كه خواهد در آن وقت از مواخذت وى كاسته گردد ، يا به گريختن نجات يابد ، جز خيال محال و جنون چيزى نباشد .
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِمَنْ خافَ عَذابَ الْآخِرَةِ
هر آئينه در اين سخن نشانه است مر كسى را كه مى ترسد از عذاب آخرت
هامش
( 1 ) . افزوده شد .