تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
تنبيه :
« هؤُلاءِ بَناتِي »
مراد از دختران عامّهء قوم است . حضرت لوط ( ع ) تجوزا آنها را دختران خود خوانده است ؛ زيرا ، پيغمبر پدر روحانى امّت مى باشد ؛ در محاورات نيز پيران و بزرگان قوم همه دختران را دختران خود مى خوانند ؛ و اگر مراد دختران خود لوط - عليه السلام - باشد ، شايد بعضى از آنها را به نكاح اشخاص ممتاز تقديم نموده باشد . در آن وقت ، نكاح كافر با زن مسلمان جايز بود . بعضى مفسّران بر اين عقيده اند كه مقصود لوط - عليه السلام - از اين سخن نكاح دختران وى نبود ، بلكه چون از تجاوزات آنها عاجز آمد ، براى حفظ آبروى مهمانان خويش به كمال فروتنى اين كلمات را بر زبان راند تا اگر در آنها شايبه اى از حيا ، و قليلى از آدميّت موجود باشد ، به شنيدن اين لفظ خجالت كشند ، و به ملايمت بازآيند ؛ امّا ، آن مردم بى آزرم التفاتى ننمودند و بيشتر بى باك شده اظهار بى غيرتى نمودند .
قالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ ما لَنا فِي بَناتِكَ مِنْ حَقٍّ وَ إِنَّكَ لَتَعْلَمُ ما نُرِيدُ
( 79 ) گفتند : هر آئينه تو دانسته اى كه نيست ما را به دختران تو حاجتى ؛ و هر آئينه تو مى دانى آنچه مى خواهيم . تفسير : ( گفتند ) چرا اين قدر احتجاج و اصرار مى كنى ؟ ! تا ارادهء ناپاك ما انجام نشود ، دست برنداريم !
قالَ لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلى رُكْنٍ شَدِيدٍ
( 80 ) گفت : كاش مرا به مقابلهء شما قوّتى بودى ، يا من پناه گرفتمى در پناه مستحكم . تفسير : اين كلمات در منتهاى اضطراب و پريشانى ، بى ساخته « 1 » از زبان لوط خارج گرديد : كاش به ذات خود ياراى آن مى داشتم تا با شما مقابله مى كردم و مى جنگيدم ، يا پناهى
هامش
( 1 ) . ناخواسته ، ناسنجيده