تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
شرط محفوظّيت اهل وى از عذاب دنيا ايمان نمى باشد ؛ و چون
« إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ »
مجمل بود ، مصداق آن را تعيين كرده نتوانست « 1 » ؛ بنابر فرط شفقت پدرى ، عرض كرد : إله العالمينا ، در زمرهء اهل من كه تو وعدهء نجات آنها را داده بودى ، يقينا پسر من داخل است ؛ پس چرا غرق مىشود ؟ ! جواب آمد ! مقدّمهء نخستين تو كه گفتى :
« إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي »
غلط است ؛ وى در اهلى كه ما نجاتش را وعده داده بوديم ، چون اعمالش بس فاسد است ، داخل نمى باشد ؛ و نيز تو آگاه نيستى كه مصداق
« إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ »
كه مى باشد ؟ پس بر آنچه آگاه نيستى ، نزيبد كه به رنگ محاجّه نسبت به آن سؤال يا درخواستى نمائى .
قالَ رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْئَلَكَ ما لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ
گفت : اى پروردگار من ، هر آئينه من پناه مى گيرم به تو از آنكه بپرسم از تو آنچه نيست مرا به آن دانش ؛ تفسير : حضرت شاه - رحمه اللّه - مى نويسد : انسان هرچه را نمى داند ، دربارهء آن سؤال مىكند ؛ امّا ، بايد رضا « 2 » معلوم شود ؛ كار بى خردان است كه رضاى بزرگان را معلوم نكرده از چيزى بپرسند . رضا چگونه نبود ؟ بيان اين مسئله گذشت .
وَ إِلَّا تَغْفِرْ لِي وَ تَرْحَمْنِي أَكُنْ مِنَ الْخاسِرِينَ
( 47 ) و اگر نيامرزى مرا ، و رحمت نكنى بر من ، باشم از زيانكاران !
هامش
( 1 ) . نتوانست تعيين ( مشخّص ) بكند ؛ ( 2 ) . رضايت ( مخاطب )