تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
خشكيدن گرفت . كشتى به كوه جودى ايستاد ( جودى به عقيدهء بعضى نزديك موصل است ) . آنچه خدا ( ج ) خواهد ، يعنى كيفر گنهكاران را ، به پايان مى رساند . به ستمكاران گفته شد : از رحمت الهى ( ج ) دور شوند ، و هميشه در گودال مصيبت و هلاكت بمانند . تنبيه : اختلاف است كه طوفان تمام گيتى را فراگرفت ، يا به ديارى خاص بود . اينجا محل تفصيل نيست . براهين و اقوال بعض محقّقان اروپا كه در دائرة المعارف نقل شده ، طوفان عمومى را تاييد مى نمايد . نزد اكثر كسانى كه به طوفان عمومى قائلند نسل موجودهء انسان از سه پسر نوح ؛ سام ، حام ، يافث است :
« وَ جَعَلْنا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْباقِينَ » .
كودكان و حيواناتى كه در طوفان هلاك شدند ؛ به طور تعذيب نبود ؛ بل « 1 » چنان كه با ديگر وسايل طبيعى به مردم مرگ وارد مىشود ، خداوند ( ج ) بر آنها نيز مرگ وارد كرد . و اين ظلم نمى باشد اكنون نيز كه طوفان و سيلاب مى آيد ، جانوران و كودكان را هلاك مى نمايد .
وَ نادى نُوحٌ رَبَّهُ فَقالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَ إِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْكَمُ الْحاكِمِينَ ( 45 ) قالَ يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ فَلا تَسْئَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي
و آواز داد نوح پروردگار خود را ؛ پس گفت : اى پروردگار من ، هر آئينه پسر من از اهل من است ؛ و هر آئينه وعدهء تو راست است ؛ و تو بهترين حكم كنندگانى ! گفت : اى نوح ، هر آئينه وى نيست از كسان تو ؛ هر آئينه وى ( خداوند ) كار ناشايسته است ؛ پس مپرس از چيزى كه نيست ترا به آن دانش ؛ هر آئينه من
هامش
( 1 ) . بلكه