ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ
( 37 )
ستم كردند ؛ هر آئينه ايشان غرق شدگان اند .
تفسير : خدا ( ج ) به نوح ( ع ) فرمان داد كه روبروى ما ، يعنى در حفاظت و هدايت ما ، برحسب حكم و تعليم و الهام ما كشتى بساز عنقريب آبها سخت طوفان مىكند ؛ ستمگاران و مكذّبان در آن غرق مى گردند ، و حتما دربارهء آنها اين فيصله نافذ مىشود . آنگاه ، دربارهء اين ظالمان شفاعت مكن ، كه بدون شبهه عذاب وارد مىشود ! هنگامى كه حضرت ابراهيم دربارهء قوم لوط به شفاعت اصرار كرده بود ، به وى نيز خطاب شد :
« يا إِبْراهِيمُ أَعْرِضْ عَنْ هذا ، إِنَّهُ قَدْ جاءَ أَمْرُ رَبِّكَ وَ إِنَّهُمْ آتِيهِمْ عَذابٌ غَيْرُ مَرْدُودٍ »
( هود ، ركوع 7 ) .
وَ يَصْنَعُ الْفُلْكَ
و مى ساخت نوح كشتى را ؛
تفسير : گويند : به ساليان دراز ساختن كشتى انجام يافت . نه تنها كشتى ، بل « 1 » جهازى بزرگ بود كه جداجدا درجات داشت . بعضى مفسرّان در تفصيل آن روايات ، شگفتى دارند ، اكثر « 2 » به مبالغه آميخته ، اسرائيليّات مى باشد .
وَ كُلَّما مَرَّ عَلَيْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ
و هرگاه كه مى گذشت بر آن ، سرداران ( جماعت ) از قوم او ، تمسخر مى كردند به وى ؛ تفسير : چون مى گذشتند ، مى گفتند : ببينيد از پيغمبرى گذشت ؛ نجارى پيشه كرده ! گاهى به تعجب در كشتى مى نگريستند ، و از نوح - عليه السلام - مى پرسيدند : چه مى سازى ؟ وى مى گفت خانه اى مى سازم كه بر سطح آب مى رود ، و مردم را از غرق مى رهاند ! چون مى شنيدند ، به استهزا مى گفتند : مردم را از غرق شدن به خشكه « 3 » نجات مىدهد ؟ !
هامش
( 1 ) . بلكه
( 2 ) . غالبا
( 3 ) . در خشكى