بحث دوام داشت . قرن ها در اين جدال سپرى شد . كافران از مباحث حقّانى و امر و نهى نوح ( ع ) به ستوه آمده ، گفتند : اين سلسله گسسته شود ؛ اگر تو صادقى ، عذابى را كه به آن تهديد مى كنى فورا فرود آر ، تا اين جدال هرروزه ختم شود !
قالَ إِنَّما يَأْتِيكُمْ بِهِ اللَّهُ إِنْ شاءَ وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ
( 33 )
گفت : جز اين نيست كه بيارد به شما آن را خدا ، اگر خواهد ؛ و نيستيد شما ( عاجزكنندگان ) كه گريخته خدا را عاجز گردانيد .
تفسير : اين امر در اختيار من نيست ؛ وقتى كه حكمت الهى ( ج ) اقتضا نمايد ، عذاب نازل مىكند ؛ وظيفهء من آگاهى شما بود ؛ عذاب امرى بس مدهش و هول انگيز است ؛ آوردن و مدافعه نمودن آن از قوّت بشر فراتر مى باشد ؛ چون مشيّت خدا باشد ، از آن گريخته به چيزى پناه برده نمى توانيد « 1 » ؛ كيست آنكه خدا را عاجز كرده تواند « 2 » ؟ !
وَ لا يَنْفَعُكُمْ نُصْحِي إِنْ أَرَدْتُ أَنْ أَنْصَحَ لَكُمْ إِنْ كانَ اللَّهُ يُرِيدُ أَنْ يُغْوِيَكُمْ هُوَ رَبُّكُمْ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
( 34 )
و نفع نمى كند شما را نصيحت من ، اگر خواهم كه نصيحت كنم شما را ؛ اگر هست خداى كه مى خواهد آنكه گمراه سازد شما را ؛ اوست پروردگار شما ؛ و بسوى او بازگردانيده مىشويد .
هامش
( 1 ) . نمى توانيد پناه ببريد ؛
( 2 ) . نمى توانيد عاجز بكنيد .