تفسير : جواب تحقيقى اطلاق « مفترى » بر قرآن يك ركوع پيش تر در همين سوره گذشت . اين بيان آخرين است ؛ يعنى ، باربار به دلايل بس آشكار و قوى ثابت شده است كه قرآن كلام الهى ( ج ) مى باشد ؛ و بال گناهى كه به تكذيب چنين امر واضح و روشن مرتكب مىشويد بر شما عايد مىشود ؛ خود فكر كنيد : من به طور كافى تبليغ كردم ، و برائت ذمه نمودم ؛ مسئوليّت جرايم شما بر من نيست ؛ بفرض محال ، اگر من افترا كرده باشم ، گناه آن بر من عايد است ! للّه الحمد ، چنين واقع نشده است .
وَ أُوحِيَ إِلى نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ يُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ فَلا تَبْتَئِسْ بِما كانُوا يَفْعَلُونَ
( 36 )
و وحى فرستاده شد بسوى نوح آنكه ايمان نخواهد آورد از گروه تو مگر آنكس كه ايمان آورده ؛ پس اندوهناك مباش بسبب آنچه مى كردند .
تفسير : هنگامى كه جفاى قوم از حدّ گذشت ، و نوح عليه السّلام صدها سال اين همه آزار طاقت فرساى ستمگاران را تحمّل كرد ، به بارگاه الهى سر شكوه باز نمود و گفت :
« أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ »
« 1 » من مغلوب و ناتوانم ؛ به من يارى كن و از آنها انتقام گير ! ارشاد شد : تنى چند كه در قسمت آنها ايمان بود ، ايمان آوردند ؛ بعد از اين ديگرى از ايشان ايمان نمى آرد ؛ تو از دشمنى و تكذيب و آزار آنها بيشتر غمگين مشو ؛ زود است كه شمشير انتقام الهى ( ج ) از نيام برآيد ، و سيئات اين اشرار را خاتمه دهد .
وَ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا وَ وَحْيِنا وَ لا تُخاطِبْنِي فِي الَّذِينَ
و بساز كشتى را به حضور ما و به فرمان ما ؛ و سخن مگو با من در باب آنان كه
هامش
( 1 ) . سورهء قمر ، آيهء 10 .