تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
تفسير : از آنجا كه اين قدر اصرار داريد ، و با كمال شوخ چشمى مى خواهيد عذاب فرود آيد ؛ پس ارادهء خدا ( ج ) بر اين است كه شما را در غوايت گذارد ؛ عاقبت هلاك گرداند . چون خدا ( ج ) در اثر سوء اعمال شما چنين خواسته است ، من هر قدر نصيحت كنم ، و بخواهم به شما انتفاع برسانم ، مفيد نيفتد ؛ و هيچ‌گونه تأثيرى نبخشد . پروردگار شما ذاتى است كه كافّهء امور در قبضهء تصرّف اوست ؛ هرچه خواهد ، كس نتواند مانع آيد ؛ مرجع مردمان بسوى اوست ؛ بخشندهء عطا ، و دهندهء جزا ، صرف « 1 » حضرت او مى باشد . ربط : حضرت شاه مى نگارد : پرسش ها و اعتراض هاى قوم نوح ( ع ) تا اينجا شبيه اعتراضاتى بود كه قوم پيغمبر ما ( ص ) مى كردند ؛ يك دعواى ديگر آنها غير از اين بود كه در ضمن داستان آينده بيان مىشود .
أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ
آيا مى گويند : بربسته است قرآن را ! تفسير : كفّار مكه به حضرت پيغمبر ( ص ) گفته بودند : قرآن ساخته و پرداختهء توست ؛ كلام خدا نمى باشد ! نوح ( ع ) كتاب نياورده بود كه قوم وى چنين گفته باشد ( كذا فى الموضح ) . امّا ، بعضى مفسّران ، اين آيت را هم جزء داستان نوح ( ع ) پنداشتند ؛ يعنى ، قوم نوح مى گفتند : سخنانى را كه نوح به خدا منسوب مى گرداند ، همه از خود اوست ! بعضى بر آن اند اين بيان گفتگوى اهل مكّه است كه با حضرت پيغمبر ( ص ) كردند ؛ امّا ، تعلّق خاص آن به قصّهء حضرت نوح ( ع ) بوده ؛ گويا ، آنها مى گفتند : اين قصّه را از خود ساخته ، و در واقع هيچ اصلى ندارد !
قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَعَلَيَّ إِجْرامِي وَ أَنَا بَرِيءٌ مِمَّا تُجْرِمُونَ
( 35 ) بگو : اگر بربسته ام آن را ؛ پس بر من است گناه من ، و من بيزارم از آنچه شما گناه مى كنيد !
هامش
( 1 ) . صرفا ، منحصرا