تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
وَ يا قَوْمِ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مالًا إِنْ أَجرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَ ما أَنَا بِطارِدِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ
و اى قوم من ، سؤال نمى كنم از شما بر اين پيغام هيچ مالى ؛ نيست مزد من مگر بر خدا ؛ و نيستم من رانندهء آنان كه گرويده اند ؛ هر آئينه ايشان ملاقات كنندگان با پروردگار خويش اند ؛ تفسير : در مقابل تبليغ اجرى از شما نمى خواهم ، تا اشتباه « 1 » اغراض مالى پديد آيد . بندهء پروردگار خودم ؛ اجر من از آنجا مى رسد ؛ المنّة للّه مرا به مال شما توقّع و ضرورتى نيست ، كه از بينوايان گريزم و به توانگران آويزم ! اگر شما پيروان مرا بنابر بينوائى و حرفتشان حقير و خوار مى شمريد ، من آن نيم كه اغنياى دولت ايمان را بسان جانوران در قفا زده برون كشم ! روزى بيايد كه به حضور پروردگار خويش حاضر آيند ، و از من شكايت نمايند ، و گويند : پيغمبر تو به مراعات خاطر سرمايه داران متكبّر ، ما بينوايان وفا شعار را بيرون رانده بود ! من چرا بر خلاف احوال ظاهر ، ايمانشان را سرسرى پندارم ؟ شكافتن و ديدن باطن قلوب آنها در اختيار من نيست ! خداى متعال آگاهست كه در دل چه داشتند .
وَ لكِنِّي أَراكُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ
( 29 ) و لكن من مى بينم شما را قومى كه جهالت مى كنيد ؛ تفسير : از جهل و حماقت به عاقبت نگه نمى كنيد ؛ انكسار ظاهرشان را مى بينيد ، و آنها را حقير مى پنداريد ؛ و درخواست بى جا مى كنيد كه آنها از نزد خود برانم ! بيائيد ، بگوئيد : فقر و كسب حلال چه عيب دارد ؟ ! تنها همين چيز است كه مزاحم قبول حق نمى شود ، و مستى جاه و
هامش
( 1 ) . شبههء
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 148 | محمود حسن ديوبندى