ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ إِنْ عِنْدَكُمْ مِنْ سُلْطانٍ بِهذا أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ
( 68 )
آنچه در آسمانهاست و آنچه در زمين است ؛ نيست نزديك شما هيچ حجّتى بر اين ؛ آيا مى گوئيد بر خدا آنچه نمى دانيد ؟ !
تفسير : در اين آيت ، شرك عيسويان ترديد شد « 1 » . آنها كه حضرت مسيح - عليه السلام - را پسر خدا مى گفتند ، اگر واقعا مسيح را پسر صلبى خدا - معاذ اللّه - مى دانند ، هيچ گستاخى بزرگتر از اين نمى باشد . خداى قدّوس بديهى است كه از زن و پسر پاك است ، و اگر مراد از پسر « متبنّى « 2 » » است ، خدا را چه احتياج است كه مخلوقى را متبنّى گرداند ؟ ! آيا - معاذ اللّه - در آرزوى اولاد بود و از فقدان پسر تأثّر داشت يا انديشه داشت ، كه پس از وى كس نيست كه وارث ملك و مال و روشن كنندهء نام او باشد ؛ هنگام پيرى و هرجومرج به وى معاونت نمايد ؟ ! - العياذ باللّه - حضرت وى از تمام اين امور بى نياز است ، و مخلوقات همه و هروقت به وى نيازمندند . او را به پسر و نوادهء متبنّى احتياجى نيست . همه مخلوق و مملوك وى اند بين مالك و مملوك و خالق و مخلوق رشته هاى نسبى گنجايش ندارد . گناهى است بس شديد كه از جهالت نسبت به خداى متعال چنين سخنان دروغ و بى سند گفته شود .
قُلْ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ
بگو : هر آئينه آنان كه برمى بندند بر خدا دروغ را
هامش
( 1 ) . تكذيب شد ، رّد شد .
( 2 ) . پسرخوانده