وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ
و چون گفت موسى مرقوم خود را : اى قوم من ، ياد كنيد نعمت اللّه را بر خويش ؛
تفسير : در موضح الفرقان است كه ابراهيم ( ع ) در راه خدا ( ج ) وطن آباى خود را گذاشته در شام مقيم شد ، و مدّتى وى را فرزند پديد نيامد ؛ باز خدا ( ج ) به وى بشارت داد كه اولاد و احفاد تو را در جهان منتشر خواهم كرد ، و زمين شام را به آنها خواهم داد ؛ نبوّت ، دين ، كتاب ، سلطنت را در آنها برقرار خواهم كرد . هنگام حضرت موسى ( ع ) آن وعده تكميل يافت .
بنى اسرائيل را از پيكار فرعون نجات داد ، و او را غرق نموده بنى اسرائيل را مأمور گردانيد كه به جهاد عمالقه و فتح شام بپردازند كه ملك شام از ايشان خواهد بود ؛ موسى ( ع ) از ميان دوازده قبيلهء بنى اسرائيل دوازده سردار برگزيده براى كشف احوال مملكت مذكور فرستاد ؛ آنها خبر آوردند و ملك شام را نهايت ستايش كردند ، و نيروى عمالقه را كه در شام تسلّط داشتند بيان نمودند ؛ موسى ( ع ) به آنها گفت : مزاياى شام را در پيشگاه قوم شرح دهيد و از قوّت دشمن ذكرى به ميان نياريد ! دو نفر سخنان موسى ( ع ) را شنيدند ، و ده نفر ديگر خلاف ورزيدند ؛ چون بنى اسرائيل شنيدند ، دل از دست دادند ، و خواستند به مصر بازگردند ؛ بنابراين تقصير ، چهل سال در فتح درنگ شد ؛ در اين مدّت در بيابانها سرگردان و آواره مىگشتند ؛ وقتى كه مردم آن قرن مردند ، آن دو تن بعد از حضرت موسى ( ع ) زنده مانده خليفه گرديدند ، و فتح در دست آنها حاصل شد .
إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنْبِياءَ
چون پيدا كرد در ميان شما پيغمبران را ؛
تفسير : از جدّ اعلاى شما ابراهيم ( ع ) تا امروز چندين پيغمبر در بين شما مبعوث گردانيد ،