رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوالِفِ
راضى شدند به آنكه باشند با زنان پس مانده ؛
تفسير : يعنى هنگامى كه در يكى از سورههاى قرآن تنبيه مىشود كه به كمال خلوص و استوارى ايمان آريد بايد اثر بزرگ آن ظاهر گردد كه با پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - در راه خدا جهاد كنيد ، منافقين دلهاى خود را مىبازند و خود را عقب مىكشند و كسانى كه در آنها اهل استطاعتاند عذرى تراشيده و از تو اجازه مىخواهند كه بگذارى در شهر مدينه باشند ؛ گويا از كمال بىغيرتى و نامردى شادند كه چون نام جنگ و خطر را بشنوند با زنان پردگى به خانه نشينند ، و چون خطر جنگ باقى نماند و زمان امن و آسايش آيد سخنها ببافند و مانند قيچى از همه پيش زبانى كنند
« فَإِذا جاءَ الْخَوْفُ رَأَيْتَهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَالَّذِي يُغْشى عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَإِذا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوكُمْ بِأَلْسِنَةٍ حِدادٍ »
( الاحزاب ، ركوع 2 ) .
وَ طُبِعَ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ
( 87 )
و مهر نهاده شده بر دلهاى اوشان پس اوشان ؛ نمىفهمند .
تفسير : از شامت كذب و نفاق ، نكول از جهاد و تخلف از پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - بر دلهايشان مهر نهاده شده و اكنون معايب بزرگ نيز در نظرشان نمىآيد ؛ به جاى اينكه بر جبن و بىننگى خود بشرمند شاد و مسرور مىباشند .
لكِنِ الرَّسُولُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ وَ أُولئِكَ لَهُمُ الْخَيْراتُ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
( 88 )
ليكن رسول و آنان كه ايمان آوردند به معيّت رسول جهاد كردند به مالهاى خود و نفسهاى خود ؛ و آن گروه ، هست مرايشانرا نيكىها ؛ و آن گروه ، ايشانند به مقصد رسيدگان .