راستى عذر داشتند و حقيقتا از شركت جهاد معذور بودند ؛ اگر شق اوّل گرفته شود درين آيت دو قسم منافق بيان شده ( 1 ) « معذّرون » يعنى كسانى كه با وجود نفاق محض براى ظاهردارى حيلههاى دروغ تراشيده از آن حضرت ( ص ) اجازه مىطلبيدند ( 2 ) « قاعدون » يعنى آنان كه نخست به دروغ دعوى ايمان نمودند و ظاهر دارى نيز نكردند همينكه نام جهاد را شنيدند در خانههاى خويش آرميدند و چندان بىباك شدند و از حيا گذشتند كه براى عذرخواهى نيز نيامدند ، به اين تقدير
« سَيُصِيبُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ »
به هر دو طائفه شامل است و معنى آن چنين مىشود كه از اين دو جماعت كسانى كه به كفر خود تا آخر استوارند به آنها عذاب دردناك است ، مگر « 1 » به كسانى كه توفيق توبه نصيب مىشود تحت اين وعيد نمىآيند و اگر « معذرون » مؤمنين مخلص كه واقعا معذور بودند مراد باشد پس مراد از « قاعدون » منافقان است و وعيد
« سَيُصِيبُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ »
تنها دربارهء آنهاست ذكر جماعت اوّل گويا براى قبول عذر مىباشد .
لَيْسَ عَلَى الضُّعَفاءِ وَ لا عَلَى الْمَرْضى وَ لا عَلَى الَّذِينَ لا يَجِدُونَ ما يُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذا نَصَحُوا لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ ما عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ
نيست بر ضعيفان ، و نه بر مريضان ، و نه بر آنان كه نمىيابند چيزى را كه خرج كنند ، گناه ؛ چون نيكخواهى كنند اللّه و رسول او را ؛ نيست بر نيكوكاران هيچ راهى ( عتاب ) ؛
تفسير : بعد از ذكر اشخاصى كه عذرهاى دروغ مىآورند ، اكنون معذرون حقيقى بيان مىشود .
خلاصه ، عذر گاهى لازم ذات شخص مىباشد ، مانند ضعف پيرى كه عادتا به هيچ صورت از انسان جدا نمىشود ؛ و گاهى عارضى مىباشد ؛ و عارضى نيز يا بدنى مىباشد ، مانند مرض و غيره ؛ و يا مالى ، مانند افلاس و فقدان اسباب سفر ؛ چون در غزوهء تبوك مجاهدين مجبور بودند كه مسافهء « 2 » دور و دراز را طى كنند ، عذر عدم سوارى هم معتبر و مقبول شمرده شد ؛ چنان كه آينده بيان مىشود .
هامش
( 1 ) . امّا ،
( 2 ) . مسافهاى ، مسافتى