قالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكُمْ إِنِّي أَرى ما لا تَرَوْنَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ وَ اللَّهُ شَدِيدُ الْعِقابِ
( 48 )
گفت : هر آئينه بيزارم از شما ؛ هر آئينه من مىبينم آنچه شما نمىبينيد ؛ هر آئينه مىترسم از خدا ، و خدا سخت عقوبتكننده است .
تفسير : قريش به قوّت و جمعيّت خويش مغرور بودند ، و دائم با بنى كنانه منازعه و مخاصمه مىنمودند ؛ و در انديشه بودند كه مبادا بنى كنانه سدّ راه كاميابىشان گردد . در آن اثنا ، فورا شيطان لعين به صورت رئيس كنانه يعنى سراقّه بن مالك با فوجى از ذريّت خويش نمودار شد ، تا قريش را تقويت و تزئيد همّت نمايد ؛ و به ابوجهل و پيروانش اطمينان داد كه : « ما همه به كمك و حمايت شما حاضريم ؛ از طرف كنانه بكلّى خاطر جمع باشيد كه ما با شمائيم » ! چون در بدر جنگ شدّت كرد ، شيطان ، جبرئيل و ديگر فرشتگان را ديد ، از همدستى ابو جهل پا كشيده راه فرار پيش گرفت ؛ ابو جهل گفت : « اى سراقه ! اكنون كه بايد كمك كنى كجا مىگريزى ؟ ! » جواب داد كه من با شما بوده نمىتوانم « 1 » ! من چيزهاى را مىبينم كه شما از مشاهدهء آن قاصريد ! يعنى فرشتگان خدا ( ج ) ؛ از ترس اين فوج خدائى « 2 » بىدل شدهام ، و بيش ازين تاب مقاومت در من نمانده ؛ چه مىترسم كه در عذاب شديد و آفت وخيم گرفتار آيم .
قتاده مىگويد كه « ملعون دروغ گفت كه خوف خدا ( ج ) در دلش افتاده ؛ چون مىدانست كه وقت هلاك لشكر قريش فرا رسيده است ، و هيچ قوّتى آنها را نجات داده نمىتواند « 3 » ، قرار « 4 » عادت جبلّى خود كه هميشه تابعان خود را بازى مىدهد ، و همين كه آنها را در هلاك انداخت خودش مىگريزد ؛ درين موقع نيز ، چنان كرد :
« يَعِدُهُمْ وَ يُمَنِّيهِمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلَّا غُرُوراً »
( نساء ، ركوع 18 ) ؛
كَمَثَلِ الشَّيْطانِ إِذْ قالَ لِلْإِنْسانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ ؛ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمِينَ
( الحشر ، ركوع 2 ) ؛
وَ قالَ الشَّيْطانُ لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَ ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي ؛ فَلا تَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ ؛ ما أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ وَ ما أَنْتُمْ بِمُصْرِخِيَّ ؛ إِنِّي كَفَرْتُ بِما أَشْرَكْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ ؛ إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ
هامش
( 1 ) . نمىتوانم با شما باشم ، بمانم !
( 2 ) . لشكر الهى
( 3 ) . هيچ نيرويى ، هيچ قدرتى نمىتواند آنها را نجات بدهد ،
( 4 ) . براساس ، برپايهء