وَ لكِنْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولًا لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ
و ليكن ( جمع كرد ) تا به انجام رساند خدا كارى را كه بود كردنى تا هلاك شود كسى كه هلاكشدنى است از حجّتى روشن ، و زنده ماند كسى كه زندهشدنى است از حجّتى روشن ؛
تفسير : قريش آمد كه به قافله معاونت كند ، و شما آمديد كه بر آن حمله نمائيد ؛ قافله نجات يافت ، و دو سپاه بدون آنكه از همدگر خبر شوند ، در دو كنارهء ميدان فرود آمدند . اين تدبير الهى ( ج ) بود . اگر شما قصدا مىرفتيد ، اينچنين به موقع نمىرسيديد ! مزيد بر آن ، پس از اين فتح بر كافران صداقت پيغمبر آشكار شد . كسانى كه مردند ، پس از وصول به يقين مردند ؛ كسانى كه ماندند ، حق را شناختند ، تا حجّت الهى ( ج ) كامل گردد « 1 » ( كذا فى الموضح ) . و ممكن است ، مراد از مردن و زيستن ، كفر و ايمان باشد ؛ يعنى كسى كه اكنون ايمان آرد ، و كسى كه به كفر خويش استوار ماند ، و ايمان يا كفر هردو بعد از آشكار گرديدن حق باشد .
وَ إِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ
( 42 )
و هرآئينه خدا شنوا ، داناست .
تفسير : خدا ( ج ) به فرياد ستمكشان بيچاره شنواست ، و مىداند چگونه آنها را مدد كند .
ببينيد كه چهسان در بدر فرياد مسلمانان را شنيد ، و به آنها معاونت كرد .
إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ فِي مَنامِكَ قَلِيلًا وَ لَوْ أَراكَهُمْ
آنگاه كه بنمود به تو ايشان را خدا در خواب تو اندكى ؛ و اگر بنمودى به تو ايشان را
هامش
( 1 ) . تا حجّت خدا تمام شود ، تا از سوى خدا اتمام حجّت صورت پذيرد