شَيْءٍ قَدِيرٌ
( 41 )
چيز تواناست .
تفسير : چنان كه شما را در آن روز مظفّر و منصور گردانيد ، آينده نيز حضرت قادر متعال پيروزىها و فتوحات مىبخشد .
إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيا وَ هُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوى
( ياد آوريد ) آن را كه بوديد به كنارهء نزديكتر ، و ايشان به كنارهء دور تر ؛
تفسير : مراد از « كنارهء نزديك » آن طرف ميدان جنگ است كه نزديك به مدينهء طيّبه بود ؛ و « كنارهء دور » آن طرف كه از مدينهء طيّبه بعيد بود .
وَ الرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنْكُمْ
و كاروان بودند فروتر از مكان شما ؛
تفسير : كاروان تجارتى ابوسفيان سوى نشيب ساحل روان بود ، سپاه قريش در ميان كاروان و مسلمانان حايل گرديدند .
وَ لَوْ تَواعَدْتُمْ لَاخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعادِ
و اگر ميان خود و عدّهء قتال مىكرديد ؛ هرآئينه خلاف مىكرديد در وعدهء خود ؛
تفسير : ممكن بود اگر فريقين از اوّل ميعاد جنگ را معيّن مىكردند ؛ اختلاف واقع مىشد ؛ يا در رسيدن به همان وقت مقرّر تقديم و تأخير رخ مىداد ؛ زيرا ، مسلمانان از كثرت و تجهيزات كفّار ترسان بودند ، و كافران از حقّانيّت و خداپرستى و دليرى مسلمانان مىترسيدند ، و هردو فريق را از تعهّد و مسئوليّت جنگ تردّد و تقاعد « 1 » واقع مىشد .
هامش
( 1 ) . ترديد و دست روى دست گذاشتن