أَوْلِياؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ
( 34 )
سزاوار توليت مسجد حرام مگر پرهيزگاران ؛ و ليكن بيشتر ايشان نمىدانند .
تفسير : عدم نزول عذاب از دو سبب است كه ذكر شد ؛ ورنه سيّئات و ستمگارى و تيرهروزى شما متقاضى « 1 » عذاب فورى است ، ظلمى بيشتر از اين نيست كه موحّدان را به حيلههاى گوناگون از زيارت حرم و عبادت خدا ( ج ) بازدارند ، و از وطنشان مكّهء مكرّمه خارج كنند ، و بكوشند تا اين بندگان متعبّد و مطهّر را در آنجا نگذارند ! و شگفت اينجاست كه براى جواز اين ظلم ، حجّت پيش مىكنند « 2 » ، و مىگويند :
ما متولّيان مختار حرميم ؛ حق داريم هركه را بخواهيم بگذاريم ؛ و هركه را بخواهيم نگذاريم ! حال آنكه اوّلا ، متولّى نيز حق ندارد كه مردم را از نماز و عبادت در مسجد منع كند ؛ دوّم ، حقّ توليت از آنها نيست ؛ توليت حرم شريف كسى را رسد كه متّقى و پرهيزگار باشد ؛ مشرك و بداخلاق « 3 » در آن حقّى ندارد . امّا ، اكثر از جهل ، خويشتن را اولاد ابراهيم ، و يا منسوب به كدام قبيله دانسته ، مىگويند : توليت كعبه ، بدون كدام « 4 » شرط و قيد خاص ، حقّ موروثى ماست ! پس توضيح شد كه در ميان اولاد ابراهيم ، توليت كعبه از آن پرهيزگاران است ، نه از اين ستمگاران ؛ تا از هركس آزرده باشند ، به زيارت حرم نگذارند « 5 » .
وَ ما كانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكاءً وَ تَصْدِيَةً فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ
( 35 )
و نيست نماز ايشان نزديك خانهء كعبه مگر صفير كردن و كف زدن ؛ پس بچشيد اى كافران عذاب را به سبب كافر شدن خود .
هامش
( 1 ) . مقتضى ، موجب
( 2 ) . ارائه مىكنند ،
( 3 ) . بدعمل ، بدكردار
( 4 ) . هيچ
( 5 ) . نگذارند حرم را زيارت كند .