تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨
بعضى گفتند : جلاى وطن شود ، تا هميشه از اين انديشه نجات يابيم ، سرانجام ، فيصلهء عمومى بر رأى ابو جهل قرار يافت ، و آن چنين بود كه از هر قبيله‌اى عرب جوانى منتخب شود ، و همه در يك وقت با شمشيرهاى آخته بر وى حمله كنند ، تا بنى هاشم نتوانند با تمام عرب جنگ كنند ، و خونبهاى او به تمام قبايل تقسيم گردد . درحالىكه آن تيره‌بختان كافر مشغول اين تدابير بودند ، از سوى ديگر ، در شكست آنها ، تدبير لطيف الهى ( ج ) روى كار آمد . ملكى به پيغمبر اطّلاع داد ؛ و حضرت وى على - كرّم اللّه وجهه - را بر بستر خويش خوابانيد ، و خود به چشم جمعيّتى كه به قتلش گرد آمده بودند ، خاك افگنده بدر رفت . به يك تار موى مبارك و حضرت على گزندى نرسيد ، و دشمنان خائب و خاسر شدند ؛ و كسانى كه در قتل وى رأى داده بودند ، دربه‌در گشته گرديدند « 1 » ، و معلوم شد تا خدا همراه باشد ، كسى نتواند زيانى رساند . چنان كه پيغمبر خود را ( ص ) نجات داد ؛ خانواده و اهل و عيالتان را كه در مكّه مىباشند نيز ، حفاظت كرده مىتواند « 2 » « دشمن اگر قويست ، نگهبان قوىتر است » .
وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا قالُوا قَدْ سَمِعْنا لَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا إِنْ هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ
( 31 ) و چون خوانده شود بر ايشان آيات ما ، گويند : به‌درستى كه شنيديم ؛ اگر خواهيم ، بگوئيم مانند اين ؛ نيست اين مگر افسانه‌هاى پيشينيان . تفسير : نضر ابن الحارث مىگفت : « اگر بخواهيم ما نيز مىتوانيم مانند قرآن كلامى بسازيم ، زيرا ، جز چند افسانه چيزى نيست » . امّا ، قرآن حكيم فيصلهء تمام منازعات را به اين امر قرار مىداد كه چرا چنين نكردند ؟ ! چنانچه يكى مىلافيد : اسپ من « 3 » اگر بر راه افتد ، مىتواند در يك روز از مشرق به مغرب رسد ؛ ولى حيف كه نمىرود ! كفّار نيز چون احوال امم پيشين را مىشنيدند ، مىگفتند : اين همه افسانه است ! اكنون ، در بدر به چشم سر ديدند كه محض « 4 » افسانه نبود ، و عذاب بر آنها فرود آمد ، چنان كه بر گذشتگان فرود آمده بود .
هامش
( 1 ) . دربه‌در شدند ؛ ( 2 ) . مىتواند حفاظت كند . ( 3 ) . لاف مىزد : اسب من . . . ( 4 ) . فقط ،
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 488 | محمود حسن ديوبندى