تفسير : در اين آيت توضيح شده كه بنده هرقدر بزرگ باشد ، اختيار مستقلّ و علم محيط ندارد . سيد الانبياء - صلّى اللّه عليه و سلّم - كه حامل علوم اوّلين و آخرين ، و امين مفاتيح گنجهاى زمين بود ؛ به حضرت او نيز حكم شد تا اعلان دارد « 1 » كه من به خود نفعى رسانيده نمىتوانم « 2 » ، و نه خود را از نقصان نگاه كرده مىتوانم « 3 » ؛ تا چه رسد به ديگران ؟ ! اختيار من آنقدر است كه خداوند ( ج ) اراده فرموده ؛ اگر من عالم بر مغيبات مىبودم ؛ بسى از آن حسنات و موفّقيّتها را حاصل مىكردم كه بنابر نداشتن علم غيب فوت مىشود ؛ و هيچگاه احوال ناگوارى به من « 4 » پيش نمىآمد ؛ مثلا ، در واقعهء « افك » كه چندين روز به حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - وحى نازل نشده بود ؛ موجب اضطراب او گرديد .
در خطبهء حجّة الوداع صريحا فرمود : « لو استقبلت من امرى ما استدبرت لما سقت الهدى » ( اگر من چيزى را كه بعد از اين واقع شد ، قبلا مىدانستم ، حيوان هدى را هرگز با خود نمىآوردم ) ! چنين است ؛ بسى از وقايع كه با داشتن علم محيط به سهولت چاره مىشد ، شگفتترين وقايع اين است كه در بعضى روايات « حديث جبرئيليّه » حضرت پيغمبر ( ص ) تصريح نموده كه اين اوّل بار است كه من جبرئيل ( ع ) را تا وقت مراجعت نشناختم ! وقتى كه او برخاسته رفت ، دانستم كه جبرئيل بود . اين واقعه به تصريح محدّثين در اواخر عمر حضرت پيغمبر پيش آمد .
در اين موقع « 5 » ، به جواب استفسار در باب قيامت « ما المسئول عنها به اعلم من السائل » ارشاد فرموده است ؛ گويا ، ابلاغ شد كه جز خدا ( ج ) هيچكس علم محيط ندارد ؛ علم غيب به جاى خود باشد ؛ علم كامل محسوسات و مبصرات هم به عطاى خداى ذو الجلال حاصل مىشود ؛ اگر خداى متعال وقتى نخواهد محسوسات را نيز ادراك كرده نمىتوانيم « 6 » . بههرحال ، در اين آيت توضيح است به اينكه « اختيار مستقلّ » و يا « علم محيط » از لوازم نبوّت نيست ؛ چنان كه بعض جهلاء گمان كردهاند . آرى ؛ علم شرعيّات كه با منصب انبياء - عليهم السّلام - متعلّق است ، بايد كامل باشد ؛ و خداى تعالى علم تكوينيّات را به هركه و هرقدر مناسبت داند ، ارزانى مىكند .
هامش
( 1 ) . اعلام كند ، آگهى دهد
( 2 ) . نفعى نمىتوانم برسانم ،
( 3 ) . مىتوانم نگاه بدارم ؛
( 4 ) . براى من
( 5 ) . در همين زمينه ، در همين راستا ،
( 6 ) . اگر زمانى خداى متعال نخواهد محسوسات را نيز نمىتوانيم درك كنيم .