تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
تفسير : در گذشتگان صالحان نيز بودند . آينده ، چنان ناخلف شدند كه چون حامل و وارث كتابى مانند تورات شدند ، متاع قليل دنيا را بر آن ترجيح دادند ، و به تحريف و كتمان آيات آن پرداختند ، و رشوت‌ها گرفته ، به‌خلاف احكام آن فيصله كردند . برعلاوه ، گستاخى آنها به حدّى رسيد كه با وجود ارتكاب چنين اعمال ناشايسته ، عقيده بلكه دعوى داشتند كه از ضرر اين اعمال هيچ انديشه‌اى نداريم ؛ ما اولاد و محبوب خدائيم ؛ هرچه كنيم خدا ( ج ) تجاوزات ما را مىبخشد ! بنابراين عقيده ، آماده‌اند كه هرگاه موقع يابند ، باز رشوت گرفته مثل سابق از ايمان بگذرند . گويا به جاى اينكه بر اعمال گذشتهء خود نادم مىشدند ، و براى آينده عزم مىكردند كه آن را اعاده نكنند ؛ از خدا ( ج ) نمىترسند ، و مىخواهند آن اعمال ناشايسته و كفر را اعاده كنند . هيچ بىننگى « 1 » و حماقتى فروتر ازين نيست .
أَ لَمْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِمْ مِيثاقُ الْكِتابِ أَنْ لا يَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ وَ دَرَسُوا ما فِيهِ وَ الدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ
( 169 ) آيا گرفته نشده است بر ايشان عهدى كه در تورات است كه نگويند بر خدا مگر سخن حقّ ؟ ! و خوانده‌اند آنچه در تورات است ؛ و سراى آخرت بهتر است مرآنان را كه بپرهيزند ؛ آيا نمىفهميد ؟ تفسير : عهدى كه در تورات گرفته شده بود كه « جز راستى به طرف خدا ( ج ) چيزى را نسبت نكنند » آيا به آنها معلوم نيست كه از كتاب و احكام او تعالى قطع نظر كرده افترا نمودند حال آنكه اين مردم كتاب اللّه ( يعنى تورات ) را خود مىخوانند و به ديگران تدريس مىكنند ؛ پس چه‌سان مضمون آن به اوشان « 2 » معلوم نيست ، و يا به يادشان نمانده ؟ ! حقيقت آن است كه آنها دين و ايمان را به متاع فانى دنيا فروخته ، از آرام و رنج آخرت چشم پوشيده‌اند . نمىدانند آنان كه از خدا مىترسند ، و تقوى مىگزينند ؛ دار آخرت و عيش و تنعّم آنجا را از مسرّت دنيا بهتر و فايق‌تر مىدانند ؟ كاش اكنون نيز به هوش آيند !
هامش
( 1 ) . بىشرفى ( 2 ) . براى ايشان