غرضشان از اين گفته ، محض معذرت باشد ، يعنى : هرچه خدا ( ج ) مىخواهد بر ما اجرا مىكند ؛ زشت باشد ، يا زيبا ، همه از مشيّت اوست ! پس چرا در مقابل مشيّت الهى ( ج ) ، انبياء و رسل با ما مزاحمت مىكنند و از عذاب الهى ( ج ) ما را تهديد مىنمايند ؟ ! جوابشان اين است كه انبياء و رسل شما را به مشيّت همان خدا مزاحمت مىكنند كه شما به مشيّت وى مرتكب اين افعال شنيعه مىشويد ، و همان مشيّت وى مرتكب اين افعال شنيعه مىشويد ، و همان مشيّت است كه مناسب افعال شما به شما عذاب وارد مىكند !
چنان كه قدرت مار آفريده ، دربارهء مارگزيده اثر هلاك را مرتّب فرموده است ؛ خواه در گزيدن مار ، فعل و اختيار مارگزيده دخلى داشته باشد يا نه ؛ همچنان ، در شرك و كفر شما ، گذاشتن هلاك جاويد ؛ و در ايمان و عمل صالح شما ، تأثير نجات ابدى ؛ كار همان قدرت و مشيّت ايزدى است كه از آن كافّهء سلسلهء اسباب و مسبّبات به وجود آمده است . پس اگر شما در رجوع از اطوار مشركانهء خويش به مشيّت عمومى احتجاج مىكنيد ؛ لهذا ، ارسال رسل و انزال عذاب و ساير امور را نيز نتيجهء كارفرمائى آن مشيّت دانسته ؛ بدانيد كه حجّت بالغهء الهى ( ج ) به اتمام رسيده است . بىشك ، اگر خدا ( ج ) مىخواست همهء شما را به راه راست رهسپار مىكرد ؛ امّا ، حضرت او بنابر سوء استعداد شما چنين نخواست ؛ عاقبت ، از اختيار سوء شما افعالى صادر شد كه اثر آن به صورت عذاب مرتّب شد « 1 » ؛ و العياذ باللّه .
قُلْ هَلُمَّ شُهَداءَكُمُ الَّذِينَ يَشْهَدُونَ أَنَّ اللَّهَ حَرَّمَ هذا فَإِنْ شَهِدُوا فَلا تَشْهَدْ مَعَهُمْ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا
بگو : بياريد گواهان خود را ، آنان كه گواهى دهند به درستى كه خدا حرام ساخته است اين را ؛ پس اگر گواهى دهند ، پس تو اعتبار مكن به آنها ( پس تو گواهى مده با ايشان ) ، و پيروى مكن خواهشهاى كسانى كه به دروغ نسبت كردند احكام ( آيات ) ما را ؛ و
هامش
( 1 ) . مترتّب شد .