تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
انسان كه داراى آن دل و دماغ و نيروهاى كسب و اختيار است ، مجبور شود كه به يك تنگناى محدود رفتار كند ، و نتواند قدمى به اين سو يا آن سو نهند ؟ ! پس اگر هستى انسان ، بحقيقة الموجودة ، در مجموعهء عالم ضرور است ، اختلاف خير و شرّ نيز ضرور مىباشد ؛ و اين اختلاف خود دليل بزرگ است بر آنكه هر آن فعلى كه به وقوع مىپيوندد ، بالضرور پسنديدهء خدا ( ج ) نمىباشد ؛ ورنه ، در حال وجود افعال مختلف و متضادّ بايد بپذيريم كه چنان كه اخلاق زيبا پسنديدهء الهى است ، اخلاق زشت نيز منظور است ؛ همچنانكه ايمان آوردن پسنديده مىباشد ، ايمان نياوردن نيز پسنديده است ! و اين خود صريحا باطل است . اگر خدا مىخواست ، مىتوانست آفرينش انسان را چنان بنا نهد كه همه به سپردن يك طريق مجبور شوند ؛ امّا ، چنين به وقوع نپيوست . پس اين حجّت بالغه و الزام كامل بر آنهاست كه
« لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكْنا »
گفته ، مىخواهند در مشيّت و رضاى الهى ( ج ) اثبات تلازم نمايند ؛ زيرا ، با وجود اين قدر اختلافات شديد ، موافق آئين آنها ، بايد چنين گفته شود كه مثلا نزد خداوند ( ج ) هم توحيد خالص پسنديده و مقبول است ، و هم معاذ اللّه نقيض آن‌كه شرك جلىّ مىباشد ؛ و قس عليهذا ! از اين دلايل ثابت شد كه اين استدلال مشركان :
« لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكْنا »
لغو و بىاساس مىباشد ؛ هيچ اصول علمى نزد آنها نيست كه توانند در محضر ارباب عقول تقديم كنند ؛ سخنان آنها مبنى بر تخمين است ، و تيرى است كه به تاريكى مىافگنند ، و خدا ( ج ) آنها را به حجّت بالغه رد كرده است . در « فلو شاء لهديناكم اجمعين » اشاره است به اين طرف ، كه فطرت انسان چنان آفريده نشده كه همه بر شاهراه هدايت رهسپار باشند . حضرت حق - جلّ و علا شأنه - به وى تا حدّى آزادى كسب و اختيار عطا فرموده كه درخور امكان مخلوقى بود ، و اين مستلزم آن است كه هنگام به كار بردن اين آزادى ، طرف مختلف گردد : يكى ، به اختيار خير پردازد ، و ديگرى به اختيار شرّ ؛ آن يكى ، مظهر رضا و رحمت الهى ( ج ) شود ، و آن ديگر مظهر خشم و غضب او ؛ و بدين صورت ، مقصدى را كه آفريدگار كاينات از آفرينش عالم اراده فرموده انجام يابد ؛ يعنى ، اظهار صفات جمال و جلال او على الوجه الاتمّ :
« لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا » ؛ *
ورنه ، اگر همه عالم به حال واحدى فرض شود ، ظهور بعض صفات الهى ( ج ) ممكن مىشود . و براى ظهور بعضى موقع نمىرسد . آنچه تا اينجا گفتيم ، بر آن تقدير است كه غرض مشركان از قول
« لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكْنا »
اثبات استحسان خرافات و كفريّاتشان بوده باشد ؛ چنان كه از احوالشان ظاهر است ؛ و اگر