را به قدرى كه ظالم و گنهگار باشد ، به همان طبقهء عصاة يك جا مىنمائيم . يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ أَ لَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آياتِي وَ يُنْذِرُونَكُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا اى گروه جنّ و انس ، آيا نيامده بودند به شما رسولان از جنس شما كه مىخواندند بر شما حكمهاى مرا ، و مىترسانيدند شما را از پيشآمد اين روز شما ؛ تفسير : در فوق ، شرارت جنّ و انس و سزاى ايشان بيان ، و معذرت زبانى « اولياء الجنّ » نيز فى الجمله نقل شده بود ؛ حال ، وانمود مىگردد كه هيچ يك عذر آنها معقول ، و شايستهء قبول نيست . در دنيا حجت خدا تمام شده بود و خود آنها هم به آن اقرار دارند ؛ اين خطاب « يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ » روز رستاخيز مىشود و مخاطب آن جنّ و انس ، يعنى مجموع مكلّفين است و هر جماعت جداجدا نيست . اگر معترضى اعتراض كند كه رسولان هميشه از ميان بشر مبعوث شدهاند . و از قوم جنّ پيغمبرى فرستاده نشده ، پس اظهار « رُسُلٌ مِنْكُمْ » ( رسولان از ميان شما ) چطور صحيح خواهد بود ؟ حقيقت اين است كه اگر از مجموعهء مخاطبين در يك نوع هم « اتيان رسل » محقّق گردد كه غرض آن رسانيدن فائده به تمام مخاطبين بدون تخصيص باشد ، در خطاب نمودن به مجموع ، اشكال باقى نمىماند . مثلا ، اگر گفته شود كه « اى باشندگان عرب و عجم ؛ و ساكنين مشرق و مغرب ! آيا خدا از ميان شما انسان كاملى مثل محمد - صلّى اللّه عليه و سلّم - پيدا نكرده ؟ » « 1 » هيچكس از اين عبارت چنان استنباط نمىكند كه محمّد ( صلعم ) در عرب پيدا شده ، بايد ديگرى در عجم پيدا شود ؛ همچنان ، به مشرق جدا و به مغرب جدا باشد ؛ على هذا القياس بايد دانست كه در اين موقع « 2 » ، مدلول « يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ ، أَ لَمْ يَأْتِكُمْ - الآيه » ، محض همين قدر است ، از مجموعهء جنّ و انس پيغمبران فرستاده شدند . باقى تحقيق اين امر كه از هر نوع جدا جدا آمدند ، و هر پيغمبرى براى تمام افراد جنّ و انس مبعوث شده ؛ اين آيت از بيان آن ساكت است . برطبق ساير نصوص ، جمهور علما اين را قرار دادهاند كه بعثت هر پيغمبر عام نيست ، و
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 275
مساهمون: محمود حسن ديوبندى
ص٢٧٥
هامش
( 1 ) . پديدار نكرد ، پديد نياورده ؟
( 2 ) . در اين موضع ، در اينجا