وَ حاجَّهُ قَوْمُهُ قالَ أَ تُحاجُّونِّي فِي اللَّهِ وَ قَدْ هَدانِ
و جدال كردند با او ، قوم او ، گفت : آيا جدال مىكنيد با من در وحدانيّت خدا ؟
و به تحقيق ، هدايت كرده است مرا !
تفسير : كسى را كه خدا ( ج ) دانانده ، و به سير ملكوت السموات و الارض ، على وجه البصيرة ، توفيق بخشيده ؛ از وى اميد مىكنيد كه به نزاع و بحث و جدال بيهودهء شما بلغزد ؟ هرگز چنين نيست !
وَ لا أَخافُ ما تُشْرِكُونَ بِهِ إِلَّا أَنْ يَشاءَ رَبِّي شَيْئاً وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً أَ فَلا تَتَذَكَّرُونَ
( 80 )
و نمىترسم از آنچه شما شريك مقرّر مىكنيد با خدا ؛ ليكن مىترسم از آنكه پروردگار من اراده كند چيزى مكروه به من ؛ احاطه كرده است علم پروردگار من همه چيز را ؛ آيا پند نمىگيريد ؟ !
تفسير : قوم ابراهيم ( ع ) مىگفتند : « تو كه معبودان ما را توهين مىكنى ، بترس ؛ مبادا در و بال آن ديوانه شوى ، يا در مصيبتى گرفتار آيى ! ابراهيم جواب داد : من از اينها چه ترسم كه در دست آنها نه سودى است نه زيانى ؛ نه رنجى ، نه راحتى ؛ اگر پروردگار من اراده كند به من رنجى رساند در دنيا ، كه مىتواند مرا از آن مستثنى كند ؟ ! وى از علم محيط خود مىداند كه نگهدارى