تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
پيشين دربارهء آن بشارت مىدادند ، منم ! آنها را چنان كه در ميان جماعت بزرگ اطفال در معرفت پسران خود به دقّت احتياجى نيست ، همچنين ، در معرفت حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - و صداقت قرآن هيچ شبهه و تردّد « 1 » نمىباشد . البتّه ، حسد ، كبر ، تقليد پدران ، حبّ مال و جاه ، و امثال آن ، اجازه نمىدهد كه مشرّف به ايمان شده ، خويشتن را از زيان جاودان و هلاك ابدى نجات دهند .
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِآياتِهِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ
( 21 ) و كيست ستمگارتر از كسى كه بربست بر خدا دروغ را ؟ يا آنكه تكذيب كرد آيات او را ؟ ! هر آئينه رستگار نمىشود ستمگاران . تفسير : يعنى ، اصلا پيغمبر نباشد ، ولى بر خدا ( ج ) افترا نموده خويشتن را پيغمبر خواند ! يا از پيغمبر راستين انكار كند كه در صدق وى دلايل آشكارا موجود است ، پيغام الهى ( ج ) را بشنود ، و درصدد تكذيب آن برآيد ؛ ستمگارتر از اين دو كسى نيست ! سنّة اللّه اين است كه پايان كار به ستمگار موفّقّيت و بهبودى نصيب نمىشود . اگر فرض كنيد كه - العياذ باللّه - من مفترى باشم ، هرگز كامياب نخواهم شد ؛ و اگر شما مكذّبيد ، چنان كه از دلايل آشكار است ، خير شما نمىباشد . بنابرآن ، در احوال دقّت ، و در مآل كار انديشه نمائيد ، و بترسيد از روزى كه آينده مذكور مىگردد ( ابن كثير - رح ) . نزد بعضى مفسّرين ، مراد از
« افْتِراءً عَلَى اللَّهِ »
شرك است ؛ چنان كه آينده در
« وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ »
اشاره شده ؛ و اللّه اعلم .
وَ يَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ
و ( ياد كن ) روزى را كه حشر كنيم همه ايشان را ؛ بعد ، گوئيم مرآنان را كه
هامش
( 1 ) . ترديد
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 196 | محمود حسن ديوبندى