تفسير : حضرت تو بر بندگان خويش ظلم و ستم روا نمىدارد ؛ اگر به آنها سزا دهى ، مبنى بر عين حكمت و عدالت است ؛ و اگر بخشائى از راه عجز و سفه نمىباشد ؛ چون تو « عزيز » ، يعنى بر همه غالبى ، هيچ مجرمى از قبضهء قدرت تو گريخته نمىتواند ؛ و چون « حكيم » خداوند حكمتى ، ممكن نيست كه مجرمى را بدون سزا مهمل گذارى ! بههرحال ، هر فيصله كه در حق مجرمان كنى از روى قدرت و حكمت مىباشد . چون اين كلام حضرت مسيح - عليه السّلام - در محشر ايراد مىشود ، آنجا كه دربارهء كفّار هيچ شفاعت و استدعاى رحم به عمل آمده نمىتواند ، لهذا ، حضرت مسيح « غفور » ، « رحيم » و غيره صفات را در عوض « عزيز » ، « حكيم » استعمال نكرد .
بر خلاف حضرت ابراهيم - عليه السّلام - كه در دنيا به پروردگار خود عرض كرد :
« رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي ، وَ مَنْ عَصانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ »
( اى پروردگار من ، اين بتان بسيار مردم را گمراه كردهاند ؛ هركه تابع من شد از من است ، و كسى كه نافرمانى مرا نمود ، تو آمرزگار و مهربانى ) يعنى ، هنوز موقع است « 1 » كه به رحمت خود آينده آنها را به توبه و رجوع الى الحق توفيق دهى ، و گناهان گذشته را ببخشائى .
قالَ اللَّهُ هذا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ
گفت ( گويد ) خدا : اين ، روزيست كه نفع كند راستگويان را راستى ايشان ؛
تفسير : كسانى كه اعتقادا ، قولا و عملا راست بودهاند ( مانند حضرت مسيح - عليه السّلام ) ثمرهء صداقت خود را امروز خواهند يافت .
لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها أَبَداً رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ
براى ايشان است بوستانها ، مىرود زير آن جويها ؛ مىباشند ( جاويدان ) در آن هميشه ؛ خشنود شد خدا از ايشان ، و خشنود شدند ايشان از او ؛ اين است
هامش
( 1 ) . فرصت هست