مرا از بين آنها برداشتى كما يظهر من مادّة التوفّى و مقابلة ما دمت فيهم تنها تو در باب احوال آنها مراقب و آگاه شده مىتوانستى ؛ در آن باب ، من عرضى نمىتوانم .
تنبيه : بحث موت و يا رفع الى السماء حضرت مسيح - عليه السّلام - را در « آل عمران » در تفسير
« إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَ رافِعُكَ إِلَيَّ »
ملاحظه كنيد . ترجمهء
« فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي »
كه مترجم محقّق - قدّس اللّه سرّه - درين جا به كلمات « باز ، هنگامى كه تو مرا برداشتى » كرده به اعتبار محاوره بر « موت » و « رفع الى السماء » هر دو صادق مىآيد ؛ گويا ، تنبيه شده كه براى كلمهء « توفّى » نه موت لازم است ، و نه خود « توفّى » را به معنى موت در مضمون زير بحث كدام نوع « 1 » دخلى است . نبىّ كريم - صلعم - در حديثى ارشاد فرمود كه من در باب بعضى مردم به روز قيامت چنان خواهم گفت كه بندهء صالح ( عيسى - عليه السّلام ) گفته :
« وَ كُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً ما دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ
- الخ » . ازين قسم تشبيهات ، استخراج اينكه بايد « توفّى » آن حضرت و حضرت مسيح به همه وجوه يكسان و همرنگ باشد ، دليل عدم وقوف بر عربيّت است . مشركين مكّه بر درخت « ذات انماط » سلاح خويش را مىآويختند ؛ صحابه عرض كردند كه « يا رسول اللّه « ذات انماط » مقرّر كن ؛ چنان كه آنها دارند » . حضرت پيغمبر فرمود : « هذا كما قال قوم موسى :
اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ »
( اين چنان است كه قوم موسى درخواست كرده بود كه به ما هم مثل بتپرستان معبودى تجويز كن ) . آيا مسلمى چون اين تشبيه را بشنود ، گمان خواهد كرد كه اصحاب - معاذ اللّه - بتپرستى را درخواست كرده بودند ؟ ! تمسّك به اينگونه تشبيهات بر عقايدى كه مخالف نصوص محكمه و اجماع امّت باشد ، صرف قسمت « 2 » آن جماعت است كه در باب آنها ارشاد شده :
« فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ »
.
إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبادُكَ وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
( 118 )
اگر عذاب كنى ايشان را ، پس ايشان بندگان تواند ؛ و اگر بيامرزى ايشان را پس توئى غالب ، صاحب حكمت .
هامش
( 1 ) . هيچ نوع ، هيچ گونه
( 2 ) . منحصرا سزاوار