رُهْباناً »
از يك حيث در معرض مدح پيش شده ، « 1 » امّا چونكه اين گونه تجرّد و ترك دنيا در راه آن مقصد عظيم الشأن و قانون لطيف قدرت حائل بود كه فاطر عالم در تخليق كائنات مرعى داشته است ؛ لهذا ، آن دين عالم شمول كه متكفّل فلاح دارين و ضامن اصلاح معاش و معاد بنى نوع انسان شمرده مىشد ، نازل شده است ؛ ضرور بود كه اين نوع طريق مبتدعانهء عبادت را به كمال شدّت مورد اعتراض قرار دهد . هيچ كتاب آسمانى تا امروز چنين تعليم جامع و معتدل و فطرى در شعبهء ترقّيات انسانى به اين سلاست توضيح نكرده كه قرآن كريم در اين دو آيت توضيح كرده است .
اللّه تبارك و تعالى در اين دو آيت اهل اسلام را بهطور واضح از اين منع كرده كه كدام چيز لذيذ و حلال و طيّب را بر خود عقيدتا و عملا حرام قرار دهند . صرف همين قدر نيست ؛ بلكه به آنها ترغيب فرموده است كه از جميع نعمتهاى پيدا كردهء خدا ( ج ) « 2 » كه حلال و طيّب باشد ، تمتّع كامل نمايند ؛ ولى با دو شرط سلبى و ايجابى : ( 1 ) اعتداء نكنند يعنى از حدود معينه تجاوز نكنند ؛ ( 2 ) تقوى اختيار كنند ؛ يعنى از خدا ( ج ) ترس داشته باشند . « اعتداء » را مىتوان به دو معنى شرح داد : يعنى با چيزهاى حلال مثل حرام معامله كردن ، و مانند نصارى به رهبانيّت گرفتار شدن ، و يا در تمتّع لذّائذ و طيّبات از حدّ اعتدال گذشتن ، حتّى در لذّات و شهوات منهمك شده مثل يهود فقط حيات دنيا را مطمح نظر خود گردانيدن ، غرض ، در بين غلوّ و جفا و افراط و تفريط راه متوسّط و معتدل را اختيار بايد نمود . اجازه نيست در لذّائذ دنيوى غرق شدن ، و از راه رهبانيّت تمام مباحات و طيّبات را ترك كردن ؛ قيد « از راه رهبانيّت » را بدان جهت الحاق نموديم كه بعض اوقات به غرض علاج بدنى يا نفسى بهطور عارضى پرهيز نمودن از كدام مباح « 3 » داخل ممانعت نيست . و همچنين ، اهل اسلام مأمور تقوى مىباشند ، و معنى آن اين است ، از خدا ( ج ) ترسند و از ممنوعات اجتناب كنند ؛ و تجربه نشان مىدهد كه بعضى اوقات استعمال بعضى مباحات مفضى به « 4 » ارتكاب حرام يا ممنوع مىشود . اينگونه مباحات را بهطور عهد و قسم يا تقرّب نى ، بلكه اگر شخصى به طريق احتياط كدام وقت « 5 » با وجود اعتقاد اباحت ترك كند ، رهبانيّت نيست ، بلكه در تقوى و ورع شامل است . در حديث آمده : « لا يبلغ العبد ان يكون من المتّقين حتّى يدع ما لا بأس به حذرا ممّا به بأس » ( ترمذى ) خلاصه كه مؤمن به ملحوظ داشتن قيد ترك اعتداء و اختيار نمودن تقوى از هر نوع طيّبات مستفيد شده مىتواند « 6 » ، و در هر شعبهء
هامش
( 1 ) . مطرح شده ،
( 2 ) . نعمتهايى كه خدا پديدار كرده ، پديد آورده
( 3 ) . هيچ مباح ، هيچيك از مباحات
( 4 ) . منجر به ، زمينهء
( 5 ) . يك وقتى
( 6 ) . مىتواند استفاده كند ،