الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ ذلِكَ جَزاءُ الْمُحْسِنِينَ
( 85 )
جوىها ، جاويدان در آنجا ؛ و اين است جزاى نيكوكاران .
وَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَحِيمِ
( 86 )
و كسانى كه كافر شدند و به دروغ نسبت كردند آيات ، ما را ايشانند اهل دوزخ .
تفسير : در اين آيات توضيح شده كه دوستى يهود با مشركين بنابر كينه و عداوت آنها به اسلام و مسلمانان است . از بين آن اقوام كه نبىّ كريم - صلّى اللّه عليه و سلّم - به آنها زيادتر سابقه داشت ، يهود و مشركين ، على الترتيب ، هر دو قوم به اسلام و مسلمين سخت بغض و عداوت داشتند . ايذاى مشركين مكّه اظهر من الشمس بود ؛ ليكن يهود ملعون هم از كوچكترين كارى خوددارى نكردند . خواستند كه درحالىكه حضرت پيغمبر ( ص ) بىخبر باشد ، سنگى بزرگ به حضرت وى افگنده شهيدش كنند ؛ كوشيدند كه در طعام وى را زهر دهند ؛ سحر و جادو نمودند ؛ غرض ، « 1 » غضب بر غضب و لعنت بر لعنت حاصل مىكردند .
بالمقابل ، اگرچه نصارى هم گرفتار كفر بودند ، به اسلام حسد داشتند ؛ عروج مسلمانان را هيچگاه نمىپسنديدند ؛ مگر « 2 » باز هم نسبت به دو گروه مذكور ، استعداد قبول حق در آنها بيشتر بود ؛ دلهاى آنها به طرف محبّت اسلام و مسلمانان نسبتا زودتر مايل مىشد ؛ از جهتى كه تا آن وقت نسبت به ديگر قومها در بين عيسوىها عروج دين بيشتر بود ؛ در آنها كسانى كه دنيا را ترك ، و زندگى زاهدانه اختيار مىكردند ، بسيار بودند ؛ رقّت قلب و تواضع صفت خاصهء آنها بود ؛ - پس در قومى كه خصائل فوق نسبتا زيادتر ديده مىشود ، نتيجهء لازمى آن مىشود كه در وجود آنها مادّهء قبول حق ، و سلامت رفتار ، نسبت به اقوام ديگر زيادتر باشد ؛ زيرا ، غالبا سه
هامش
( 1 ) . منظور اينكه
( 2 ) . ليكن