تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
خالص و از نبوّت و احكام الهى ( ج ) و غيره جاهل محض‌اند ! اگر اين اهل كتاب حقيقتا بر خدا و بر نبىّ و به وحى الهى ( ج ) اعتقاد مىداشتند ، آيا امكان داشت كه به ضدّ آن قوم كه تمام اين اشياء را كاملا تسليم مىكنند ، با بت‌پرستان سازش مىنمودند ؟ ! اين بىحسّى و ذوق بد ، و از خداپرستان كناره جستن ، و با بت‌پرستان اتّحاد و وفاق نمودن ، تأثير همان لعنت و مردوديّت است كه خدا آنها را از رحمت عظيم خويش دور افگنده . در آيات ماقبل ، كفر و جرائم گذشتهء آنها را بيان نموده از « غلوّ فى الدين » و تقليد كوركورانهء گمراهان منع فرموده بود ، تا اكنون هم از حركات ملعونانه تائب شده كوشش كنند كه به راه حقّ و صداقت روان شوند . درين ركوع ، بر حالت موجودهء آنها تنبيه نموده واضح شد كه آثار لعنت داود و مسيح - عليهما السّلام - كه از زبان آنها صادر شده بود ، تا امروز در وجود آنها موجود است ؛ با اهل اللّه و عارفين نفرت و عداوت ، و با مشركين جاهل محبّت ؛ دليل روشن است كه قلوب آنها از تأثير لعنت خدائى به كلّى ممسوخ شده ؛ اگر حال هم آنها به اصلاح حال خود نپرداختند ، و به طرف حق رجوع نكردند ، مورد آن لعنت شديد واقع خواهند شد كه خداى تعالى از زبان معجز بيان سيّد الانبياء خاتم النبيين - صلّى اللّه عليه و سلّم - به آنها خواهد فرستاد .
كانُوا لا يَتَناهَوْنَ عَنْ مُنكَرٍ فَعَلُوهُ
بودند كه منع نمىكردند يكديگر را از عمل زشت كه مىكردند آن را ؛ تفسير :
« لا يَتَناهَوْنَ »
را دو معنى مىتوان كرد : ( 1 ) « خوددارى نمىكردند » كما فى روح المعانى ؛ ( 2 ) « يكديگر را منع نمىكردند » كما هو المشهور . چون بدى در قومى پديد آيد ، و كسى جلوگيرى ننمايد ؛ البتّه بيم عذاب عمومى است .
لَبِئْسَ ما كانُوا يَفْعَلُونَ
( 79 ) هر آئينه بد چيزيست كه مىكردند .
تَرى كَثِيراً مِنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُوا
مىبينى بسيارى از ايشان را كه دوستى مىكنند با كافران ؛