بنابرآن ، « 1 » حضرت مريم بتول هم « ولىّ » بود نه « نبىّ » .
كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ انْظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الْآياتِ ثُمَّ انْظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ
( 75 )
بودند كه مىخوردند طعام را ، ببين ، چگونه بيان مىكنيم براى اوشان نشانهها را ؛ باز ببين ، چگونه باز گردانيده مىشوند .
تفسير : بعد از غور ، معلوم مىشود هركه به خورد و نوش محتاج است ، تقريبا به هر چيز دنيا احتياج دارد ؛ از زمين ، هوا ، آب ، آفتاب و حيوانات و نباتات ، و حتّى از نجاست و پارو هم استغنا كرده نمىتواند . تصوّر كنيد : رسيدن غلّه به شكم ، و هضم شدن آن مستقيما و يا غيرمستقيم ، به چه چيزها احتياج دارد ؛ باز ، تأثيرات و نتايجى كه از خوردن پيدا مىشود ، سلسلهء آن تا كجا مىرسد ؛ اين سلسلهء طويل الذيل احتياج و افتقار را ملحوظ داشته ، ما ابطال الوهيّت مسيح و مريم را استدلالا چنين بيان كرده مىتوانيم : « 2 » مسيح و مريم از احتياجات اكل و شرب بىنياز نبودند ، كه اين از مشاهده و تواتر ثابت است ؛ و كسى كه از اكل و شرب مستغنى نباشد ، از هيچ چيز دنيا بىنياز شده نمىتواند ؛ « 3 » اكنون بگوئيد : ذاتى كه مثل جميع مردم در ادامهء بقاى خويش از عالم اسباب مستغنى نباشد ، چه سان خدا شده مىتواند « 4 » ؟ ! - يعنى ، همه مىدانند كه خوردن و نوشيدن منافى الوهيّت است ؛ - اگرچه محض ناخوردن « 5 » نيز دليل الوهيّت نيست ، ورنه تمام فرشتگان خدا مىشوند ؛ العياذ باللّه ! .
قُلْ أَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَمْلِكُ لَكُمْ
بگو : آيا عبادت مىكنيد بجز خدا چيزى را كه نمىتواند براى شما
هامش
( 1 ) . بنابراين ،
( 2 ) . مىتوانيم چنين بيان بكنيم :
( 3 ) . نمىتواند بىنياز بشود / باشد ؛
( 4 ) . مىتواند خدا بشود ؟ !
( 5 ) . تنها نخوردن