تفسير : ازينجا كيفيت « ايمان باللّه » نصارى را توضيح مىنمايد كه آنها تا كجا برين معيار حقّانيّت ، كامل ماندهاند . كيفيّت « ايمان باللّه » آنها اينست كه بر خلاف عقل و دانش و بر خلاف فطرت سليمه و بر خلاف تصريحات خود حضرت مسيح ( ع ) عيسى پسر مريم را خدا قرار دادند ؛ يك را سه ، و سه را يك گفتن ، به نام خود را فريفتن است . حقيقتا ، همه طاقت و قوّت خود را تنها براى اثبات الوهيّت حضرت مسيح صرف مىكنند ؛ حال آنكه خود حضرت مسيح مانند مردم ديگر علانيه به ربوبيّت خدا و مربوبيّت خود اعتراف مىكند ، و شركى را كه امّت در آن مبتلا مىشدند ، به قوّت و وضوح تقبيح مىفرمايد ؛ باز هم اين كوران عبرت نمىگيرند .
لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ
هر آئينه كافر شدند كسانى كه گفتند كه خدا سوّم سه كس است ؛
تفسير : به زعم آنها ، حضرت مسيح و روح القدس و اللّه ، يا مسيح و مريم و اللّه هر سه خدا مىباشند ؛ « العياذ باللّه » خدا در آن يك حصّه دارد ؛ باز هر سه يك ، و آن يك سه است ! عقيدهء عمومى عيسوى اين است ، و آنها اين عقيدهء خلاف عقل و بداهت را به عبارات شگفتانگيز و مرموز و پيچيده ادا مىكنند ، و چون دانسته نمىشود آن را يك حقيقت ماوراء العقل قرار مىدهند . راست است : لن يصلح العطّار ما افسده الدّهر ! « 1 »
وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلَّا إِلهٌ واحِدٌ وَ إِنْ لَمْ يَنْتَهُوا عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ
( 73 )
و هيچ إله نيست مگر اللّه يگانه ؛ و اگر باز نمانند از آنچه مىگويند ، خواهد رسيد كافران را از ايشان عذاب درددهنده .
هامش
( 1 ) . ضرب المثلى است : آنچه را كه گذشت روزگار تباه گرداند ، عطّار بهبود بخشيدن نتواند !