تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ مِنَ الصَّواعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَ اللَّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ
( 19 ) مىدرآرند انگشتان خود را در گوشهاى خويش از صاعقه‌ها ، از ترس مرگ ، و خدا احاطه‌كننده است به كافران . تفسير : اين مثال دوم منافق است . منافقان چون كسانى مىباشند كه در شب وحشتناك و تاريك ، ابرهاى تيره و غليظ فضا را پوشيده باشد ؛ قطرات درشت و مسلسل باران پىهم فرو ريزد ؛ در ميان امواج مدهش ظلمت رعد غريو افكند ، و برق با فروغ خيره كن و هولناك خود بدرخشد ، و آنها از هول مرگ انگشتان خويش را در گوش نهند ، تا مبادا از شدّت آواز ، قالب تهى كنند ! اين است حال منافقان كه تكاليف و تهديدات شرع را مىشنوند ؛ خوارى و رسوائى خويش را مىدانند ؛ ضياع اغراض و مصالح دنيوى را تصوّر مىكنند ؛ و از هر طرف در كشاكش و اضطراب و هراس شگفتى گرفتار مىباشند ؛ و با وجود اين ، مىخواهند با تدابير بيهوده از خويشتن حفاظت كنند ؛ قدرت خداوند متعال از هر طرف بر آنها مستوليست ؛ از عذاب دردناك آن ابدا رستگار شده نتوانند . « 1 »
يَكادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ كُلَّما أَضاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِيهِ وَ إِذا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قامُوا وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَذَهَبَ
نزديك است كه برق ربايد چشمهاى ايشان را ؛ هرگاه درخشد برق به ايشان ، روند در آن ( روشنائى ) ؛ و هنگامى كه تاريك شود راه بر ايشان ، بايستند ؛ و اگر مىخواست خدا هر آئينه مىبرد
هامش
( 1 ) - از عذاب دردناك وى ابدا نتوانند رستگار ( رها ) شوند .