أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ
ايشان آن كسانند كه خريدند گمراهى را عوض هدايت ؛ پس فائده نكرد تجارت ايشان .
تفسير : اين تجارت ضلالت را به جاى هدايت خريدن است كه در سابق ذكر شد .
وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ
( 16 )
و نبودند راهيافتگان .
تفسير : منافقان در ظاهر ايمان را پذيرفتند و بر قلوبشان كفر استيلا داشت ؛ از اين جهت در اين جهان تباه و در آن جهان رسوا شدند . خداوند در كلام فرخندهء خود بر كوايف آنها « 1 » همه را آگاه كرد . اگر ايشان به شرف ايمان فايز مىشدند در هر دو جهان سرافرازى نصيب ايشان مىگشت . اين بازرگانى سودى نبخشيد ؛ نه در دنيا از آن متمتع شدند ، و نه در آخرت مستفيد گرديدند . منافقان ندانستند ، و تنها اقرار شفاهى را كافى و سودمند پنداشتند ، تا دچار اين تباهى و افتضاح گرديدند . اينجا ، دو مثال مناسب حال منافقان ذكر مىشود :
مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ
مثال ايشان چون مثال كسيست كه افروخت آتش را ، پس چون روشن كرد آتش حوالى او را ،
هامش
( 1 ) - چگونگىهاى آنها .