تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
تفسير : در حقيقت منافقان سفيهانند . آنها براى مصالح و اغراض فناپذير اين جهان از انديشهء آخرت باز مانده‌اند . چه نادانند كسانى كه نعمت مخلّد و پايدار را مىگذارند و اشياى فانى و فرومايه را اختيار مىكنند ؛ جهل عظيم است هراسيدن از مخلوق ناتوانى كه بهر صورتى مىتوان از وى خويشتن را نگه داشت ، و نترسيدن از خداوند جهان و داناى رازهاى نهان كه هيچ‌گونه تدبيرى هيچ‌گاه مقابل حضرت وى پيش نمىرود . اين مدّعيان صلح كل با « احكم الحاكمين » و بندگان مقبول وى نيز خلاف مىورزند . دانش منافقان به حدّى كوتاه و محدود است كه چنين حقيقت آشكار و روشن را ادراك نتوانند .
وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ
و هنگامى كه ملاقات كنند با مسلمانان ، گويند : ايمان آورديم ! و هنگامى كه تنها شوند سوى شياطين‌شان ، تفسير : مراد از شياطين ( اشرار ) آن كافران است كه كفر خود را بر هر كس اظهار مىكردند يا منافقانى كه صدر و پيشواى جماعت خويش بودند .
قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ
گويند : هر آئينه ما با شمائيم ! تفسير : در مسئلهء كفر و اعتقاد به دين تماما با شمائيم و در هيچ حالى از شما كناره نگيريم .
إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ
( 14 ) جز اين نيست كه ما استهزاكنندگانيم ( به مسلمانان ) .