تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨
تفسير : در ميان منافقان و مسلمانان ضعيف الاراده ، هركه مرتكب گناهى مىشد براى نجات خويش از سزا و بدنامى حيله مىجست ، و طورى مىكرد كه در حضور پيغمبر ( ص ) بىگناه پنداشته شود ؛ حتّى مىكوشيد كه بر بىگناهى تهمت بندد و وى را مجرم قرار دهد ، در اين باهم به مشوره « 1 » مىنشستند . وقتى چنين مسلمانى خانهء مسلمانى را نقب زد ؛ مقدارى آرد و چيزى از اسلحهء وى را دزديد ؛ اتفاقا جوال سوراخ بود و آرد تا خانهء دزد در راه ريخته رفت ؛ و تدبيرى انديشيد يعنى مال را به خانهء خود نگذاشته ، شب به خانهء يكى از يهوديانى كه با وى دوستى داشت امانت گذاشت ؛ صبح مالك مال ، به سراغ آرد ، دزد را پيدا نمود ؛ امّا چندانكه خانهء او را بيشتر جست كمتر يافت . دزد بر عدم اطّلاع خويش سوگند مىكرد ؛ مالك به سراغ آرد خويش به خانهء يهودى رسيد ؛ يهود به موجوديّت مال اعتراف نمود ؛ امّا گفت : اين شخص شب نزد من امانت گذاشته ، و من نه دزديده‌ام ! صاحب مال به حضرت پيغمبر ( ص ) داورى برد ؛ قوم دزد اتّفاق نمودند تا به هر صورت باشد نگذارند دزدى بر وى ثابت شود ، و كوشش كنند يهود را دزد نشان بدهند ؛ قبيلهء دزد خدمت حضرت پيغمبر ( ص ) آمدند و در برائت او سوگندها خوردند و گواهى دادند ؛ نزديك بود الزام بر يهود مقرّر گردد « 2 » ؛ در اين موقع خداوند ( ج ) اين چند آيت را فرو فرستاد ؛ حضرت پيغمبر ( ص ) و همه را متنبّه گردانيد كه همين مسلمان دزد است ، و يهود در اين امر قصورى ندارد ، و راز چنين مردم را افشا گردانيد . مطلب آيت اين است : اى پيغمبر ، ما كتاب راستين خود را بر تو فرستاديم كه موافق تعليم و هدايت ما در ميان مردم به انصاف و عدالت حكم كنى ؛ چه نيك باشند و چه بد ؛ چه مسلمان باشند ، چه كافر ؛ به سخن دغابازان اعتماد مكن و از آنها رعايت منما به سوگند و شهادت آنها بىگناهان را مجرم قرار مده و به طرفدارى اين دغابازان « 3 » با يهود مناقشه مكن .
وَ اسْتَغْفِرِ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحِيماً
( 106 ) و آمرزش بخواه از خدا ؛ هر آئينه خدا هست آمرزنده ، مهربان . تفسير : پيش از تحقيق ، صرف به مشاهدهء ظواهر ، دزد را برائت دادن ، و يهود را دزد پنداشتن ، به عصمت و عظمت مقام تو مناسب نيست ؛ از آن آمرزش بخواه ! اين تنبيه است
هامش
( 1 ) . مشورت ، توطئه ( 2 ) . حكم بر عليه يهودى صادر گردد ؛ ( 3 ) . حيله‌گران ، نيرنگبازان
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 558 | محمود حسن ديوبندى