خدا ( ج ) بدانيد كه از جنگ دست برداشتهاند ؛ اگر خداى ( ج ) خواستى ، آنها را بر شما دلير و پيروز گردانيدى « 1 » .
سَتَجِدُونَ آخَرِينَ يُرِيدُونَ أَنْ يَأْمَنُوكُمْ وَ يَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ كُلَّما رُدُّوا إِلَى الْفِتْنَةِ أُرْكِسُوا فِيها فَإِنْ لَمْ يَعْتَزِلُوكُمْ وَ يُلْقُوا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ وَ يَكُفُّوا أَيْدِيَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أُولئِكُمْ جَعَلْنا لَكُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطاناً مُبِيناً
( 91 )
زود مىيابيد قوم ديگر را كه مىخواهند ايمن باشند از شما و ايمن شوند از قوم خود ، هر وقتى كه بازگردانيده شوند جانب فتنه ، نگونسار مىافتند در آن ؛ پس اگر كناره نشوند از ( جنگ ) شما ، و القا نكنند به شما صلح را ، و بازندارند دستهاى خود را ؛ پس بگيريد ايشان را و بكشيد ، هرجا كه بيابيد ايشان را ؛ و آن گروه ، دادهايم شما را بر ايشان حجّتى آشكارا .
تفسير : چنين مردمى نيز مىباشند كه با شما پيمان مىبندند كه نه با شما بجنگند و نه با قوم خويش ، تا شما و قومشان ايمن مانند ؛ امّا ، بر پيمان خويش پايدار نمىمانند ، و همينكه پيروزى قوم خود را مشاهده كنند ، به آنها مدد مىنمايند ؛ شما از اينها نيز اغماض منمائيد ؛ چون آنها عهد خود را شكستهاند ، در دست شما حجّت واضح مىباشد .
هامش
( 1 ) . اگر خداى جلّ و علا مىخواست ، آنان را بر شما چيره و پيروز مىگردانيد .