تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
جز معصيت و محرومى « 1 » هيچ نصيبى در آن نيست .
اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ لا رَيْبَ فِيهِ وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثاً
( 87 ) خدا ، نيست هيچ معبودى غير او ، هر آئينه جمع خواهد كرد شما را در روز قيامت ، هيچ شك نيست در آن ؛ و كيست راستگوتر از خدا در سخن . تفسير : قيام رستاخيز و تكميل مواعيد ثواب و عقاب همه صحيح و راست بوده ، هيچ خلافى در آن نمىباشد ؛ اين سخنان را سرسرى مپنداريد .
فَما لَكُمْ فِي الْمُنافِقِينَ فِئَتَيْنِ وَ اللَّهُ أَرْكَسَهُمْ بِما كَسَبُوا أَ تُرِيدُونَ أَنْ تَهْدُوا مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا
( 88 ) پس چيست شما را كه دربارهء منافقان دو گروه شديد ؟ ! و خدا نگونسار ساخت ايشان را به آنچه كسب كردند ؛ آيا مىخواهيد كه هدايت كنيد كسى را كه خدا گمراه گردانيده ؟ ! و هركه را گمراه كند خدا ، پس نيابى براى او هيچ راهى . تفسير : در منافقان اين طايفه نيز شاملند « 2 » كه به ظاهر ايمان نياورده بودند ، بلكه در ظاهر و باطن به كفر استوار بودند ؛ امّا ، با حضرت پيغمبر ( ص ) و مسلمانان به ظاهر دوستى مىكردند ، به اين اميد كه اگر سپاه اسلام بر قبيلهءشان هجوم آرد محفوظ بمانند ؛ هنگامى كه مسلمانان دانستند
هامش
( 1 ) . محروميّت ( 2 ) . مندرج‌اند