شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً
( 65 )
اختلافى كه واقع شده ميانشان ، باز نمىيابند در دلهاى خويش تنگى از آنچه حكم كردى ، و قبول مىكنند به انقياد .
تفسير : منافقان در چه خيالات بيهوده مىباشند ، و چه حيلههاى بىفايده به كار مىبرند ! آنها بدانند كه ما به ذات خود قسم خوردهايم كه ( اى رسول ) تا زمانى كه اين مردم ، در تمام منازعات مالى و جانى خرد و كلان خود ، محض « 1 » شخص تو را منصف و حكم ندانند ، و باز فيصله و حكم تو را به كمال خوشى و بدون انقباض طبع نپذيرند ، هرگز مؤمن شمرده نمىشوند ؛ پس بر آنها لازم است كه هر كار را بعد از سنجش به عمل آرند « 2 » .
وَ لَوْ أَنَّا كَتَبْنا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيارِكُمْ ما فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ وَ لَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا ما يُوعَظُونَ بِهِ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ وَ أَشَدَّ تَثْبِيتاً
( 66 )
و اگر ما حكم مىكرديم بر ايشان كه بكشيد خويشتن را ، يا برآئيد از وطنتان ، نمىكردند آن را مگر اندكى از ايشان ؛ و اگر آنها مىكردند چيزى را كه پند داده شدهاند به آن ، هر آئينه در آن بود خيرشان ، و محكمتر در استوارى دين ؛
هامش
( 1 ) . تنها
( 2 ) . انجام دهند .