فايده : طريق تيمّم آن است كه اوّل هر دو دست خويش را يك مرتبه به خاك زند ، و به تمام روى خود بمالد ؛ بار ديگر ، هر دو دست را به خاك زده ، به هر دو دست خويش تا آرنج بمالد ؛ خاك طاهر است ، و مانند آب براى بعضى اشياء مطهّر نيز مىباشد . مثلا ، براى پاك كردن موزه « 1 » ، شمشير و آئينه و غيره . هر نجاستى كه بر زمين افتاده خاك گردد ، نيز پاك مىشود . ماليدن خاك بر رخسار و دست به كمال عجز و فروتنى دلالت مىكند ، كه بهترين طريقى براى استغفار است . چون خاك نجاست ظاهرى و باطنى هر دو را زايل مىنمايد ، به وقت معذورى قايم مقام آب قرار داده شد . علاوه بر آن ، چون حكم تيمّم مبنى بر سهولت است ؛ پس متقاضى است كه « 2 » قايممقام آب چيزى باشد كه نسبت به آن آسانتر ميسّر گردد ، و اين كيفيّت در خاك هر وقت و در هرجا موجود است ؛ معهذا ، خاك اصل انسان است ، و انسان در اثر رجوع به اصل خود از جرايم و معايب بر كنار مىگردد ؛ چنان كه آيت ماقبل ذكر شد ، كافران نيز تمنّا كنند كه كاش به خاك مخلوط شوند .
إِنَّ اللَّهَ كانَ عَفُوًّا غَفُوراً
( 43 )
هر آئينه خدا هست عفوكننده ، آمرزگار .
تفسير : خدا ( ج ) هنگام ضرورت به تيمّم اجازت داد ، و خاك را قايم مقام آب كرد .
حضرت وى بر عباد خويش آسانى مىپسندد ؛ آمرزگار و خطابخش بندگان است ؛ نفع و آسايش بندگان را دوست دارد . ازين مستفاد مىگردد كه در نماز در حال نشئه ، كه چيزى را عوض چيزى خوانده بود ، آن را هم معاف فرمود ؛ از اين رهگذر شبهه در دل نماند ؛ زيرا ، سابق از اين آنچه سهو شده بود مؤاخذه ندارد ، و آينده در حال نشئه نماز نخوانند .
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ يَشْتَرُونَ الضَّلالَةَ وَ يُرِيدُونَ أَنْ تَضِلُّوا السَّبِيلَ
( 44 )
آيا نديدى بسوى كسانى كه داده شدهاند حصّه از كتاب ؛ مىخرند گمراهى را ، و مىخواهند كه گم كنند به شما راه حق را .
هامش
( 1 ) . كفش ، دمپايى ،
( 2 ) . مقتضى آن است كه