سُكارى حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ وَ لا جُنُباً إِلَّا عابِرِي سَبِيلٍ حَتَّى تَغْتَسِلُوا
مست باشيد ؛ تا آنكه بدانيد آنچه را مىگوئيد ؛ و نزديك مشويد به نماز در حال جنابت ، مگر آنگاه كه روان باشيد به راه ( مسافر ) ، تا وقتى كه غسل كنيد ؛
تفسير : در آيات اوّل ، مسلمانان مخاطب بودند :
« وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً
- الى آخر الآيات » ؛ در ذيل آن ، بيان مذمّت كافران بود كه در امور مذكوره مخالفت مىورزيدند . اكنون ، دربارهء نماز ، باز به مسلمانان بعضى هدايات خاص داده مىشود .
مناسبت اين هدايات با ما قبل آن اين است كه پيشتر از اين ، دو عيب كفّار و اهل كتاب به طور خاص ذكر شده : يكى ، به خدا ( ج ) ايمان نياوردن ؛ و ديگر ، مال خويش را در راه خدا ( ج ) صرف ننمودن ، بلكه به غرض ريا و هواى نفس صرف نمودن ؛ واضح است كه منشأ عيب اوّل نقص علم و غلبهء جهل ؛ و باعث بر عيب دوّم هواى نفس و شهوت است . معلوم شد كه علّت بزرگ گمراهى دو چيز است : جهل ، كه با وجود وى حقّ و باطل تميّز نمىشود ؛ خواهش و شهوت كه با وجود تميّز حقّ و باطل ، به حق رفتار نمىشود چه از شهوت و تكبّر قوّهء ملكى ضعيف ، و قوّهء بهيمى نيرو مىگيرد ، و انسان از فرشته دور ، و به شيطان نزديك مىشود ، و اين مايهء بيشتر معايب است . به اين جهت ، خدا ( ج ) مسلمانان را نخست در حال سكر از نماز منع فرمود كه آن حالت جهالت است ؛ سپس در حال جنابت از نماز نهى كرد كه آن حال دورى انسان از فرشتگان و قرب شيطان است . در حديث وارد است ، هرجا جنبى باشد ، فرشته نمىآيد ؛ و اللّه اعلم .
لهذا ، مطلب آيت چنين است : اى مؤمنان ، چون شما معايب كفر و ريا ، و حسن اضداد آن را دانستيد ؛ بر فساد نماز در حال سكر و جنابت نيز آگاه شويد ؛ زيرا سكر و جنابت ، كفر و ريا يك منشأ دارد . پس در حال سكر تا آنگاه كه آنقدر به هوش نياييد كه گفتههاى خويش را كاملا بدانيد « 1 » ، به نماز نزديك مشويد ، و تا آنگاه كه غسل نكنيد ، در حال جنابت نيز به نماز نزديك مشويد ، مگر در حال سفر ، كه حكم آن بعدا ذكر مىشود .
فايده : اين حكم وقتى بود كه سكر ممنوع نگرديده بود ، و تنها خواندن نماز در حال سكر منع بود « 2 » . روايت است كه جمعى از اصحاب به ضيافتى مدعو بودند ؛ هنوز شراب حرام نشده بود ؛ شراب
هامش
( 1 ) . بفهميد ،
( 2 ) . ممنوع بود .